تبلیغات
سربداران - عوامل موثر در استراتژی های توسعه(1)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
دوشنبه 2 تیر 1393 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

 *    مقدمه :

توسعه فرایندی است برای بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، به عبارتی توسعه جریانی چند بعدی است که در عرصه های مختلف زندگی انسان و نه فقط در عرصه اقتصاد- ظاهر می‌شود. این مفهوم برخلاف مفهوم رشد است که اغلب بعد اقتصادی زندگی را در برمی گیرد و معیار آن افزایش درآمد سرانه و تولید ناخالص ملی است. در حالی که توسعه مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تـلقـّی، بـاورهـای عـامـه مـردم است.

اساسا گفته می شود توسعه مفهومی کیفی ، چندبعدی، مرکب و اجتماعی است. برهمین اساس در تعریف توسعه گفته می شود :

توسعه=رشد +تحول در ارزشها و روشها و رفتار

به عبارت دیگر، توسعه، به معنای ارتـقـای مـسـتـمـر کل جامعه و نظم اجتماعی به سوی زندگی مدرن‌تر است. لذا مفهوم مدرن ، یکی از مباحث اساسی در بحث توسعه است و مفهوم توسعه در بستر نگرش مدرن شکل گرفته و بسط یافته است. تا قبل از ظهور نگرش مدرن حداکثر تلاش جوامع تامین نیازهای اساسی زندگی و رفع خطرات از زندگی روزمره بود. در چهارچوب نگرش های مدرن است که کیفیت زندگی نیز مهم تلقی می شود و مفهوم توسعه در دنباله مفهوم رشد زاده می شود.

همین مفهوم است که در برخی موارد غربی شدن و عبور از سنت های بومی و ملی در مباحث توسعه را به ذهن متبادر می سازد. همچنان که در برخی تحلیل ها ، توسعه را فقط در رشد اقتصادی خلاصه می کنند. به هر حال برداشت از توسعه و اهداف و کارکردهای آن هرچه باشد ، اکنون توسعه به عنوان الگوی مسلط اداره جوامع مطرح است و همه کشورها  از جمله جهان سوم ، تلاش دارند، برنامه های توسعه تعریف شده ای را به اجرا در آورند. هرچند کشورهای جهان سوم در فرایند توسعه مسیر های متفاوتی را اتخاذ کرده وهرکدام به نتایج متفاوتی هم رسیده اند. برهمین اساس، از مباحثی که در بحث تئوری های توسعه مطرح است این است که چگونه کشورهای مختلف نسبت به انتخاب استراتژی های توسعه اقدام می کنند؟ عوامل موثر در این انتخاب کدامند؟

آیا کشورهای شمال در این انتخاب نقش آفرینی می کنند؟ نقش عوامل داخلی در این امر چگونه است؟

در پاسخی مجمل و در قالب یک فرضیه می توان گفت که ؛

مجموعه ای از عوامل داخلی، اعم از سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و جغرافیایی در کنار عوامل بین المللی کشورهای جنوب را وادار کرده اند تا با تکیه براستراتژی خاصی فرایند توسعه را دنبال کنند و بدین ترتیب توسعه وابسته ای ها هم از لحاظ مفاهیم وچهارچوبها وهم از لحاظ منابع و تکنولوژی مورد نیازدر این کشورها شکل گرفته است .

به عنوان فرضیه فرعی می توان گفت؛استراتژی های توسعه درکشورهای جنوب به دلیل اینکه عمدتا تحت فشارهای بین المللی و موانع ساختاری قرار دارند ، ناکار آمد و ناسازگار با شرایط بومی بوده و به نتیجه دلخواه جوامع جهان سوم دست نیافته اند.

*  الگوی نظری بحث

در مدخل بحث استراتژی های توسعه در جنوب، لازم است اشاره شود با توجه به موقعیت حاشیه ای جوامع فوق در شر ایط حاضر وفاصله علمی وتکنولوژیکی و اقتصادی آنها با کشورهای توسعه یافته، باید اشاره کردکه، توسعه در کشورهای جنوب ، پدیده درون جوشی نبوده است :

1-   واکنشی به رشد جهان توسعه یافته و مبتنی بر طرح های ارایه شده  از سوی آنها است.

 بطوری که اولین بار این سازمان های بین المللی وکشورهای توسعه یافته بودند که توسعه نیافتگی را به عنوان مساله تلقی کردند ودهه 60 میلادی را دهه توسعه نامیدند و بعد از آن برخی کشورهای توسعه یافته و نهادهای بین المللی برنامه هایی مانند کمک رسانی به جوامع عقب مانده را در پیش گرفتند.[1]

2-    از سوی دیگر شرایط جهان سوم برای رشد شرایط کاملا  متفاوتی بوده است. به عنوان مثال  جهان سرمایه داری ابتدا وارد مرحله انباشت سرمایه شد. انباشتی که ناشی از رشد تجارت،  همچنین استخراج و به کارگیری منابع طبیعی و معدنی دیگر سرزمین ها بود . در حالی که جهان سوم عمدتا بعد از خالی شدن منابع و در حالی که دچار کمبود سرمایه و پس انداز بودند مجبور شدند وارد مرحله توسعه شوند. به گفته "گوندر فرانک " جهان سوم و بخصوص افریقا بعد از استعمار، همانند لیمویی بود که آبش را گرفته بودند و پوستش را برای خشک شدن زیر آفتاب قرار داده بودند. در چنین شرایطی اساسا امکان رشد و توسعه به مفهومی که در جهان غرب رخ داد، در جهان سوم وجود نداشت.

3-   همچنین استراتژی های ارایه شده برای توسعه جهان سوم نیز به نوعی مصنوعی و وارداتی بوده وجهان سوم مجبور بود یک استراتژی را از بین استراتژی هاب موجود بپذیرد و تنها پس از آمودن نا کار آمدی یک استراتژی سراغ استراتژی دیگر می رفت.

این عوامل در کنار سیر تاریخی تحولات سیاسی واجتماعی و فرهنگی  این کشور به همراه نقش و عملکرد  کشورهای توسعه یافته ،نه ادهای مالی بین المللی وشرکت های چند ملیتی در اتخاذ استراتژی توسعه در کشورهای جنوب موثر بوده اند.

*  مهمترین استراتژی های توسعه

برای ورود به تحلیل و ارزیابی عوامل تاثیر گذار در رویکرد توسعه کشورهای جنوب ، لازم است اشاره ای به مهمترین  استراتژی های توسعه شود.

منظور از استراتژی های توسعه ، «روش هایی است که می توان با استفاده از آنها به توسعه دست یافت. به عبارت بهتر ، نحوه حرکت کلی و نحوه استفاده  از منابع  جهت رسیدن  به توسعه  را استراتژی های توسعه می گویند»[2].

 

اقتصاددانان توسعه، از دهه 50 نظریات گوناگونی برای شتاب روند توسعه در کشورهای مختلف ارائه کرده‌اند؛ نظریاتی که گاه تحت عنوان الگوهای توسعه شناخته می‌شوند: سیاست جایگزینی واردات، تشویق صادرات، خودکفایی در کشاورزی، ایجاد تحولات بنیادین در ساختار اداری، تشویق صنایع سنگین، گسترش تعاونی‌ها، ایجاد دگرگونی بنیادین در آموزش و گسترش تعلیمات فنی و حرفه‌ای یا ترکیبی از این شیوه‌ها .[3]



[1] - مارتین خور، جهانی شدن و جنوب ،برخی مباحث انتقادی،قومس، 1383،ص125

[2] - خلیل سعیدی، ،قانونمندی های توسعه،کارآفرینان فرهنگ وهنر،1386،ص362

 

[3] - عبدالملکی حجت ا...، عبدالملکی(1387) ، «تحلیل تاثیر برنامه ریزی منطقه ای در تحقق- توسعه اقتصادی عدالت محور»، از مجموعه مقالات توسعه مبتنی بر عدالت، مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق (ع)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر