تبلیغات
سربداران - عوامل موثر در استراتژی های توسعه(3)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
شنبه 7 تیر 1393 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

 

§        استراتژی جایگزینی واردات[1]

"جایگزینی واردات" عبارت است از جایگزین کردن کالاها و خدمات ساخته و نیم ساخته داخلی به جای واردات همان کالاها از خارج از کشور.. در توجیه اتخاذ آن، پنج عامل موثر است: 1. جنگ و تحریم های اقتصادی، 2. شکستن تقسیم کار بین المللی، 3. وجود کسری در  تراز پرداختهای خارجی، 4. گسترش بازارهای داخلی و 5. انتخاب استراتژی[2]

استراتژی"جایگزینی واردات" معمولا در کشورهایی که بازار وسیع وجمعیت زیاد دارند مناسب است.

به همین دلیل جایگزینی واردات، اولویت اول بسیاری از کشورهای امریکای لاتین در مراحل اول گام نهادن در مسیر توسعه بود. اما به دلیل مشکلات وفشارهای بعدی ناچار کنار گداشته شد. مبنای این استراتژی این است که برای صنعتی شدن  ابتدا باید از سطوح ساده تر شروع کرد تا به تدریج فرهنگ لازم بری صنعتی شدن ایجاد گردد. همچنین در مراحل اولیه گام نهادن در مسیر توسعه امکان صدور تولیدات صنعتی به دلیل کیفیت پایین و هزینه بالاتر کم است. لذا با تکیه بر بازار داخلی می توان امکان لازم برای تولید را مهیا کرد.

این استراتژی در دهه 60 و 50 با هدف صنعتی شدن سریع در کشورهای امریکای لاتین مورد استفاده قرار گرفت. در ایران نیز در فاصله سالهای 1345-1355 این استراتژی به نوعی الگوی توسعه بود.

برخی از صاحب نظران اجرای این استراتژی را بسیار پرهزینه می دانند که غالبا هزینه اجرای آن بر دوش مردم فقیر و روستا نشین است[3] گفته می شود این سیاست منجر به لطمه خوردن امنیت غذایی طبقات پایین دست، مهاجرت گسترده به شهر ها و... می شود.

در آن دسته از کشورهایی که از سطوح توسعه صنعتی  بالایی برخوردارند و در عین حال از استراتژی جانشینی واردات پیروی می کنند، شرکت فراملیتی ارتباطات بیشتری با بنگاهها و شرکت های داخلی آنها دارند. زیرا زمینه ها و جهت گیری های داخلی امکان بیشتری  برای ورود فرآورده های شرکت های فراملیتی به بازارداخلی و یا برقراری مبادله بین شرکت های فراملیتی با بنگاههای داخلی فراهم می کند.[4] این عامل می تواند در موفقیت جایگزینی واردات موثر باشد.

در مزایای جایگزینی واردات گفته می شود با این سیاست، تمام عواید تولید در داخل توزیع می شود، بر خلاف صادرات که به جیب تولید کننده خارجی می رود.  با این حال این سیاست نمی تواند در بلند مدت اقتصاد پویا و روبه رشدی را بوجود آورد. چرا که اقتصاد را محدود به پتانسیل های داخلی کرده و از تعامل آن با بیرون جلوگیری می کند.

§        استراتژی انقلاب سبز[5]

این استراتژی مجموعه ای از تلاشهایی است که به افزایش تولیدات محصولات کشاورزی منجر می شود. مشخصه آن تکنولوژی سرمایه بر است ؛ در آسیا کشورهایی مثل هند و پاکستان و فیلیپین و اندونزی طی سالهای 1960-1970 ازا این طریق تولید مواد غذایی خود را افزایش دادند. با این حال  این استراتژی چندان در کاهش فقر موثر نبود و در سایه این استراتژی در کشورهایی که به آن متوسل شده اند، با استفاده بیش از حد از آبیاری، زمین ها به شوره زار تبدیل شده و به محیط زیست ضربه اساسی زده است.[6]

این استراتژی را از جمله استراتژی های حفظ وضع موجود وتلقی می کنند که از طریق  تجدید آرایش آشتی جویانه سلسله مراتب نظام طبقاتی به منظور فراهم سازی شرایط افزایش بهره وری صورت گرفته است. استراتژی فوق بیشتر به صنایع کاربر تاکید دارد و صنایع روستایی مورد توجه جدی برنامه ریزی آن است واعتقاد بر آن است که رشد کشاورزی باعث ایجاد زمینه رشد صنایع وابسته به کشاورزی می گردد. به دلیل کاربری صنایه موجب اشتغال زایی شده وبه دلیل نزدیکی صنایع به محل تولید محصول کشاورزی باعث توسعه متعادل می گردد.[7]

درعمل این استراتژی نیز با موفقیت چندانی مواجه نشده است . به گونه ای که اغلب کشورهایی که استراتژی انقلاب سبز ر ا برگزیده اند، در نیمه راه به تغییر الگوی توسعه ای خود پرداخته اند.

§        الگوی توسعه دولت محور(سوسیالیستی)[8]

دربرخی تحلیل های توسعه ، از الگویی تحت عنوان الگوی دولت محور وگاهی سوسیالیستی یاد می

شود. روش های توسعه به کار رفته در برخی کشورها مثل عراق ،الجزایر ،کوبا چین با تکیه بر همین مبنا بوده است.

بعد از جنگ جهانی دوم و به تبعیت از مدل توسعه اقتصادی دولتی متمرکز که در دهه 1920 در شوروی سابق اجرا شده بود، بسیاری از کشورهای در حال توسعه به اقتصادهای متمرکز روی آوردند. برنامه کلی این الگوی توسعه تمرکز بر روی صنعتی شدن وکم توجهی به کشاورزی است. اغلب این کشورها در دهه 1970 توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده ومتمرکز را تعقیب کردند که در تخصیص منابع عمدتا  به بخش عمومی تکیه داشته وگرایش صریحی به صنعتی شدن نشان می داد.[9]

برخی از کشورهایی که به این استراتژی روی آوردند، در ابتدا بر استراتژی گسترش صادرات ، یا جایگزینی واردات تکیه داشتند و با توجه به ناکارآمدی استراتژی های فوق ، به این نتیجه رسیدند که جز با کنترل وهدایت دولت نمی توانند  به اهداف توسعه دست یابند . لذا غالبا استراتژی توسعه صادرات  با محوریت دولت را در پیش گرفتند. در این حالت دولت از طریق هدایت صنعت به سمت صادرات که تحت نظارت و برنامه های ارشادی وپاداش های مستقیم وغیر مستقیم دولتی صورت می گیرد، روند توسعه را پیش می برد. برزیل در مرحله اجرای استراتژی جایگزینی واردات، این شیوه را اجرایی کرد و با مدیریت وکنترل شدید دولتی برنامه توسعه را دنبال نمود.کره جنوبی نیز با اجرای اصول گسترش صادرات بر همین مبنا عمل نمود.

در 1980 و بعد از بحران بدهی ها ، استراتژی جدیدی مطرح شد درقالب تئوری های لیبرالیستی توسعه، در مقایسه با سیاست جایگزینی واردات و رشد صادرات، استراتژی لیبرالیستی برکاهش هزینه های دولت، خصوصی سازی، مقررات زدایی و اتخاذ سیاست اقتصادی بازار در راستای آزاد سازی تجارت وسرمایه گذاری حرکت نمود. اما این سیاست را نمی توان به عنوان یک الگوی مستقل در نظر گرفت بلکه یک نگرش برای غلبه بر بحران کشورهای در حال توسعه بود.



[1] Import sub stitution

[2] - دکترجابری، گفتگو با خبرگزاری دانشجوف با موضوع اقتصاد مقاومتی" اقتصاد مقاومتی، استخراج الگوهای اقتصادی بر اساس مبانی اسلامی‌ست"

[3] - زاهدی، پیشین،ص16

[4] -  احمد ساعی، درآ مدی برمسائل سیاسی و اقتصادی جهان سوم،سمت،1383،ص146

[5] Grean revolution

[6] - زاهدی،پیشین،ص161

[7] - سعیدی،پیشین،ص372

[8] State led growth

[9] - زاهدی ،پیشین ،ص 163





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر