تبلیغات
سربداران - فرهنگ و جهانی شدن(3)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
جمعه 19 آذر 1389 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

نتایج روند غربی سازی فرهنگی از کشور های جهان سوم به جز افزایش روزبه روزفاصله این کشورها با کشورهای توسعه یافته وافزون شدن مشکلات این کشورها نبوده است.از جمله پیامدهای غربی سازی در کشورهای جهان سوم که خود اینها فرایندی از عقب ماندگی را به دنبال دارند عبارتند از:

1_حاکمیت جهان بینی غربی :

غرب سعی می کند برای گسترش فرهنگ خود به جهان سوم واستعمارنوین خود جهان بینی وطرز تلقی جدید خود از انسان را در این جوامع گسترش دهد.چرا که معانی به ویژه طرز تلقی از انسان هستند مرکزی فرهنگ می باشد وبرای دگرگون کردن فرهنگ ها باید جهان بینی ها وانسان شناسی های جوامع را دگرگون کرد. در غرب مدرن با حاکمیت تفکر اومانیستی ودنیا گرایی تعریف جدیدی از انسان داده شد .مبتنی بر اینکه انسان به دنبال لذت وخورد وخوراک ورفاه مادی است وغایت خواست بشر این است که لذت جسمانی ورفاه دینوی او فراهم شود.وهر چه این غایات را با موانع مواجه سازد محکوم است.این طرز تلقی انسان را در حد حیوانات تنزیل می دهد وبرای بشر غایاتی جز تمتع بیشتر نمی داند.غرب می خواهد این طرز تلقی از انسان را که مبتنی بر هوا پرستی وعقل سطحی بشری است.درجوامع دیگر نیز سرایت دهد.در جوامع جهان سوم بخصوص جوامع شرقی که نگرش های معنوی از انسان حاکم است گسترش این نوع از نگرش چالش جدی ایجاد می کند ودرگیری های بی پایانی بین مومنین دو نگرش واکثریت مردم رخ می دهد.

2-مصرف گرایی:

مصرف گرایی وگسترش روز افزون اسراف وتبذیراز نتایج دیگر جهانی سازی غربی است.چرا که نظام سرمایه داری غرب ماهیتا گسترش طلب وگرایش جهانی برای کسب بازار تولید ومصرف دارد.بنابراین به دنبال این است که با کمک ایدئولوژی یا فرهنگ مصرفی و تغییر تصورات مردم از هویت ونیازهای خود انها رابه مصرف کنندگانی از در خدمت فرایند انباشت سرمایه تبدیل کند .فرهنگ مصرف مردم را تشویق می نماید بیش از نیازهای خود مصرف کنند .در این فرهنگ اصل بر این است که معنا ومفهوم زندگی یعنی مصرف کردن .اینگونه مرز میان مصرف برای تامین نیازهای زیستی ومصرف به مثابه یک شیوه زندگی فرو می ریزد واکثر فعالیت های اجتماعی وسیاسی فرد به خرید ومصرف تنزل پیدا می کند .(15)

موج عظیم مصرف گرایی به هیچ حوزه ای محدود نمی شود وهمه زوایای زندگی اجتماغی را در بر می گیرد .بنا راین هنر ومعماری در تجارت ادغام می شود وموسیقی وفیلم به صورت صنایع پولسازی در می ایند وحتی تاریخ وجغرافیا نیز تحت عنوان گردشگری به عرصه خرید وفروش تبدیل می شود .با جهان گیر شدن مصرف گرایی فرهنگهای عالی هم تنزل کرده وبه صورت ابزاری برای ثروت اندوزی وفخر فروشی وشهرت در می اید .فرهنگ مصرفی جهان راتسخیر می کند وامر فرهنگی اقتصادی می شود .و تبدیل وتعدیل طبقه بنندی های فرهنگی نوعی همگونی فرهنگی شکل می گیرد .اقتصادی شدن فرهنگ اگوها وروش های هویت یابی را نیز متاثر می کند .مصرف به منبع اصلی هویت و ابراز وجود تبدیل می شود .اینگونه است که فرد با خوردن واشامیدن هویت می یابد .

این شیوه زندگی به شدت کشورهای جهان سوم را تهدید می کند کشورهایی که اکثر مردم انها متوسط یا فقیر هستند با گسترش فرهنگ مصرفی در امد کشورها وافراد به  جای اینکه صرف سرمایه گذاری در امور زیر بنایی شود صرف مصرف می شود .مصرف کالاهایی که خود منبع در امد ی برای کشورهای صنعتی است واین یعنی گسترش فاصله طبقاتی بین جهان سوم وجهان به اصطلاح پیشرفته که خود دور تسلسلی از وابستگی فرهنگی واقتصادی وحتی سیاسی را پیش می اورد .از طرف دیگر این کشور ها برای تامین نیازهای مصرفی خود به وامها وکمک های خارجی روی می اورند که این هم ه دنبال خود بحران بدهی را پیش می اورد .بحث بعدی این است که در بسیاری از کشورهای جهان سوم    مردم برای تامین نیازهای مصرفی خود زیر بار قرض های سنگین می روند تا بتوانند هویت مصرف گرای خود را بروز دهند واین نوعی حقارت وعقده های فرهنگی را در این کشورها پیش می اورد .یعنی افرادی که می خواهند با وام وقرض و...زندگی مرفهی را تجربه کنند . فرهنگ مصرف گرایی برای کشورهای غربی هم زیان اور است وانسان غربی را از هویت اصیل خود تهی وبه موجودی حیوانی تبدیل می کند .اما حد اقل در این کشورها مردم توان مصرف دارند ،اما مشکل اصلی د ر جهان سوم است که مردم ا در امد پایین مجبور می شوند هزینه های بالای زندگی را تحمل کنند .

3_حاکمیت عقل علمی جدید :حاکمیت عقل علمی جدید از نتایج دیگر گسترش غربی است برای اینکه بتوانیم جنبه های منفی این نگرش را درک کنیم لاجرم باید نگاهی به این طرز تلقی علمی داشته باشیم :علوم جدید که اکنون در غرب حاکم است مجموعه ای از دانستنیهایی هستند که به همراه تکنولوژی که ابزار مناسب این روش را در اختیار می گذارد به دنبال غلبه وتصرف در طبیعت هستند (16) .در این نگرش به جای علت ها سببها را نشانده اند .دقت در واسطه ها واسباب حدوث عالم انها را از تفکر در علیت وماهیت کفایت کرده است .عقل علمی جدید یک نگرش ابزاری وتکاملی برای زندگی بشر قائل است ولذا است که دراین نگرش در تقسیم بندی تاریخ بشر از عصر حجر ومفرغ واهن ومس سخن به میان می اورندچرا که در نظر انان انچه که در زندگی بشر اصل است ابزارو وسیله معیشت مادی اوست واین ابزارهستند که که ماهیت تجربه تاریخی اورا شکل می دهند . جستجوی ابزار در زندگی انسان و توسل به ماده درتوجیه زندگی انسانی منجر به نگرش پوزیتویستی و تجربه گرایی در این علم شده است .در همین راستا است که وقتی در بخش هایی به فرازی از تاریخ بشری بر می خورند که در ان این نگرش سبب مدار وابزا ری پاسخگونیست سعی در کتمان ومسکوت گذاشتن ان می کنند به یک نمونه اشاره می کنیم تا حقیقت مطلب قابل درک باشد :درعقل علمی جدید ساختن موتور بخار را منشا تمدن جدید دانسته اند چرا که اینجا بخار ماشین را به حرکت درمی اورد وسبب ان است اما همین علم جدید در مقابل کشف بقایای کشتی نوح سکوت می کند چرا که نمی تواندکشتی را تشریح کند که نه اسباب مادی ومحسوس بلکه بسم الله ان را به حرکت درمی اورد .((بسم الله مجریها ومرسیها))بسم الله موتوری نیست که تشریح شود لذا باید در این بخش از زندگی بشر عقل علمی سکوت کند.یا یک نمونه دیگراز توسل عاجزانه عقل علمی جدید به اسباب به جای علل بحثی است که یکی از اندیشمندان غربی ((ایمانوئل ویلکو فسکی)) مطرح کرده است او سعی کرده وقایع معجزه اسای هجرت بنی اسرائیل ازمصرررابه اسباب مادی بازگرداند.وی ان وقایع را به برخورد سیاره مشتری با زمین مربوط می سازد و شکافته شدن دریا وامدن غذاهای اسمانی و...را به این حادثه ربط می دهد اما او نمی گوید اگر این حادثه اسباب ان اتفاقات هم باشد باز نمی تواند علت غایی را تشریح کند به فرض که همه ان اتفاقات به دلیل بر خورد مشتری با زمین بوده است چرا این اتفاق باید درست در لحظه ای که موسی وبنی اسرائیل به ان نیاز داشتند رخ  دهد.ایا نه اینکه همه این اتفاقات را یک قدرت ما فوق در جهت یاری بنی اسرائیل هدایت کرده است؟

بحث بعدی درعقل علمی جدید مساله تکامل تمدن بشری است اینکه بشر لا جرم از عصر بدویت وبربریت به مدنیت می رسد نتیجه این نگرش تکاملی این است بشر امروز از انسان های عصر قبلی پیشرفته تر است ولی ایا سیر تکامل ابزار بر صیرورت تکاملی ابنای بشر منطبق بوده است اگر اینگونه بود لازم می امد اکنون کاملترین افراد انسانی بر روی کره ی زمین زندگی کنند حال انکه ظاهرا ضد این اتفاق می افتد اکنون گرچه تکنولوژی درمراحل تکمیلی خویش است اما  اما انسان غربی تا مرز بهیمیت هبوط کرده است (17) .ایا خود اندیشمندان غربی این را می پذیرند که شهروند غرق در شهوت ولذت وخشن وخونریز غربی که در عصر تمدن زندگی می کند از حضرت مسیح کامل تر وانسان تر است ؟

بنا بر این غربی سازی به دنبال حاکمیت این نگرش علمی بر کل جهان بخصوص جهان سوم است .در حالی که این مساله در خود غرب باعث بحرانهای جدی شده است که موج فزاینده نهیلیسم ،الهاد وکفر وحتی خشونت وبی بند باری ،از بین رفتن حرمت انسان و...بیان گر ان  است .اگر در جریان پروسه غربی سازی این نگرش به جهان سوم انتقال یابد که قطعا چنین خواهد شد مشکلاتی که اکنون جهان غرب با ان در عرصه های سیاسی ، فرهنگی واجتماعی وهویتی  روبه روست در جهان سوم هم شکل خواهد گرفت ومعلوم نیست با توجه به حاکمیت نگرش اشراقی ومعنوی در این جوامع چه اتفاقات دیگری را شکل وسامان خواهد داد .

4_شکل گیری بنیادگرایی والهیات رهایی بخش:

در بحث از جهانی شدن گفتیم که این فرایند ضمن حرکت به سمت نوعی عام گرایی وکنار گذاشتن تفاوتها وتنوع ها ،شاهد خاص گرایی هم هستیم که طی ان بر بی همتایی شیوه ها واعمال وایده های گروه یا جماعت معین تاکید می شود .بنیاد گرایی دینی از جمله این خاص گرایی ها است که ورسالت ان مبارزه با فرهنگ جهانی وتجدد است .بنیاد گرایان از بین رفتن

مرزهای فرهنگی را نا مطلوب دانسته ودر صدد ارائه جامعه ارمانی مطابق با ارزشها ی بنیادی دینی هستند .(18)

بنیاد گرایی دینی که محدود به دین خاصی هم نیست از نتایج و واکنشها به فرایند غربی سازی است .با توجه به ویژگیهایی که بر شمردیم مثل مصرف گرایی ،گسترش عقل گرایی و...عده ای تنها راه مقابله با این پروژه راباز گشت به ارزشهای دینی می دانند ولذا هر اندازه روند غربی سازی شدید تر باشد روند بنیاد گرایی هم در جهان سوم شدید تر خواهد بود .حتی خود این مساله ابزاری در دست ابر قدرتها ی تحمیل کننده غربی سازی است و انها سعی می کنند با منحرف سازی این بنیاد گرایان از مسیر اولیه خود از ان به عنوان وسیله ای برای بد نام کردن فرهنگهای دیگر  استفاده کنند.

الهیات رهایی بخش که ابتدا در امریکای لاتین شکل گرفت وسپس به سایر کشوهای جهان سوم توسعه یافت از جمله بنیادگرایی ها است که در صدد مقابله با جهانی سازی فرهنگ غربی است.(19)

البته گفتیم که واکنش های بنیادگرایانه به جهانی سازی به خودی خود منفی نبوده ونوعی بیداری واگاهی را در میان این جوامع به دنبال دارد.مگر اینکه این جنبش ها تبدیل به ابزار جهان سلطه گران شوند.

نتیجه گیری:

با توجه به این که اکنون جهانی شدن تبدیل به ابزاری در دست عده ای شده است که امکانات وتکنولوژی را در اختیار دارند (جهانی سازی) این روند نتایج زیان باری برای کشورهای جهان سوم دارد.گرچه این امکان هست که نتایج مثبتی هم باشد اما به دلیل ان که اکثر کشورهای جهان سوم از لحاظ  امکانات رسانه ای وتکنو لوژیک در تنگنا ومضیقه قرار دارد فرهنگ وهویت وساختارهای مربوط در این کشورها شدیدا تحت تاثیر فرایند غربی سازی وتبلیغات غربی قرار داشته و سبب نوعی بحران هویت واز خود بیگانگی ،کم رنگ شدن ارزش های فرهنگی بومی و...شده است متزلزل شدن پایه های فرهنگی ،اخلاقی وعقیدتی در این کشورها نوعی اشفتگی علمی،اجتماعی،فرهنگی وحتی سیاسی را به دنبال دارد و تنها راه پیش رو بیداری این ملت ها و اعتماد انها به ارزش ها وباورهای خودی در جهت در پیش گرفتن مسیر رشد واعتلا می باشد.

پی نوشتها :

1-گل محمدی ،هویت ملی وجهانی شدن ،نشر نی 1381ص20.

2-همان ،صص.125-126.

3-همان ،ص224.

4-هویت ملی وجهانی شدن ،مجموعه مقالات ،انتشارات دانشگاه تهران ،1383،ص74.

5-همان،ص 235.

6-همام،ص238.

7- لوکلر، جهانی شدن فرهنگی ازمونی برای تمدنها ،وزارت خارجه ،1382.

8- امیری ،مهدی ،ابعاد وپیامدهای جهانی شدن ،کیهان فرهنگی ،ش1730 .

9-گل محمدی ،همان ص143.

10-امیری ،همان ،ص2.

11-هویت ملی وجهانی شدن ،ص377.

12-گل محمدی همان،ص102.

13-لوکلر همان ،ص17.

14-سریغ القلم ،توسعه،جهان سوم ونظام بین الملل ،ص73.

15-گل محمدی ،همان ،ص103.

16-اوینی ، مرتضی ،توسعه ومبانی تمدن غرب ،ص2.

17-اوینی ،مرتضی ،تکنولوژی ارتباطات ،ص14.

18-گل محمدی ،همان،ص255.

19-  ری کیلی ،جهانی شدن ،جهان سوم ،ص254

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر