تبلیغات
سربداران - به بهانه نفاق جدید فتنه گران
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
دوشنبه 21 شهریور 1390 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

HyperText Transfer Protocol 

این روزها، فتنه گران اخلی همسو با حامیان رژیم صهیونیسیتی و سلطه گران بین المللی به بهانه حمایت از مردم سوریه خواهان سرنگونی دولت بشار اسد هستند. فارغ از این که همه ما به خواست ملتها احترام قائلیم و معتقدیم به دور از اهداف براندازان وابسته ، دولت سوریه باید به خواست برحق مردم تن دردهد، برای فهم میزان صداقت جبهه فتنه ایرانی، بخشی از مواضع آنان در قبال مسلمانان جهان را باز خوانی می کنیم.

 

هنگامی كه در مناظره مشهور 13 خرداد، میرحسین موسوی در مقابل دیدگان 70میلیونی مردم ایران، ترجیع بند حملات خود علیه دولت نهم را ، افراطی گری در سیاست خارجی قرار داد؛ در دقایق اولیه، قاطبه مردم باور نمی كردند كه این همه خشم و عصبانیت وی نسبت به دولت كه حتی در نحوه تكلم و حركات دست و صورت وی نیز منعكس بود، به خاطر مخالفت رئیس جمهور نهم با رژیم جعلی صهیونیستی و حمایت از مبارزات حق طلبانه مردم لبنان و فلسطین باشد. گرچه خود موسوی و مشاوران و تیم هدایت كننده جنگ روانی فرقه سبز، نیز هرگز نخواستند بپذیرند كه همین اتهام كافی بود تا بخش مهمی از حامیانشان ریزش كند؛

زمانی كه موسوی واضح و علنی ، احمدی نژاد را به دلیل اظهار اینكه رژیم صهیونیستی و امریكا در حال فروپاشی اند، به باد استهزا گرفت، هنوز می شد امیدوار بود كه وی نه از احتمال فروپاشی این دو رژیم ، بلكه از غیركارشناسی بودن چنین مدعایی خشم گین شده است. اما در لحظه ای كه وی نظام را خطاب قرار داد كه مگر در ایران مشكلات مردم حل شده است كه دنبال حل مسله فلسطین هستید، میلیونها بیننده در مقابل جعبه جادویی تلویزیون خشكشان زد. برای هیچ كدام از مخاطبان مناظره قابل باور نبود، كسی كه با ادعای خط امام و احیا ارزشها، بعد از 20 ساله وارد گوی سیاست شده است، اینگونه یكی از اصلی ترین آرمانهای انقلاب اسلامی را به انتقاد بگیرد و پای بندی نظام به یكی از اصول مترقی قانون اساسی كه اتفاقا از ایده های الهی حضرت امام نشأت گرفته بود را افراطی تلقی كند. درآن مناظره خشم و عصبانیت چنان بر موسوی مستولی شده بود كه بسیاری از تحلیل گران این هزیان گویی وی را چندان جدی نگرفتند. اما مردم مخاطب آن چه را كه باید، دریافتند. مطمئنا بسیاری از فعالین ستادهای انتخابات این اعا را تصدیق خواهند كرد كه علت هجوم مردم به ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد در فردای مناظره، همین نكته بود. مردمی كه نمی فهمیدند  چرا باید موسوی خط امامی كه تنها كارنامه درخشانش نخست وزیری امام بود، از شعار فروپاشی اسرائیل خشمگین شود.این بحث تناقض گفتمان موسوی را حد اقل برای دو دسته از مردم عیان كرد. اول برای آنان كه به امید تعلق وی به خط امام و راه و رسم انقلاب، به او اقبال كرده بودند؛ دوم برای مردم عادی كه وی را به عنوان یكی از سیاستمداران متعلق به نظام و فارغ از گرایش های سیاسی مورد نظر داشتند. شاید برای دسته اول عدول از آرمان های امام گران آمد و این عدول را برنتافتند و از دور موسوی پراكنده شدند؛ اما دسته دوم كسانی بودند كه فارغ از ارزش ها و ضد ارزشها، نمی توانستند این ادبیات یك بام و دوهوا را بپذیرند و اتفاقا ریزش همین طیف بود كه از محاسبات مشاوران كاركشته موشوی دورمانده بودند و آنان نمی دانستند  مواضعی كه دل صهیونیسم را به دست آورد، حتی غیر سیاسی ترین افراد از جامعه ایرانی را  به موسوی و اطرافیانش بی اعتماد خواهد كرد.

كش و قوس های فردای انتخابات ، توهمات روز افزون مهندس پیر، مجال تحلیل دقیق این آرمان زدایی را در جنبش سبز نداد. آشوب های رمز دار، سناریوی قتل های ساختگی و ادعای دفن های شبانه و مراسمات ختم بدون مرحوم و .. باعث شد، موضوع برای مدتی در محاق باشد. گرچه یك سال و اندی بعد اسنادی منتشر شد كه نشان داد این مقاومت  ستیزی موسوی چندان هم بی مزد و اجر نبوده است. وی می بایست به ازای دست خوش رژیم های عربی سازشكار و تشكیلات خودگردان  كه از جیب مردم مظلوم فلسطین كاسته و برجیب جنبش سبز اندوخته بود؛ در مقابل حیرت مردم ایران و مسلمانان جهان  به دفاع از جرثومه های تجاوز و غصب برخیزد [1]  

اما بعد از روز قدس 88 مجددا ماجرا كلید خورد. روزی كه حامیان روزه خوار جنبش سبز، بطریهای آب در دست، پای كوبان فریاد "نه غزه" نه لبنان" سردادند. شعاری كه اندكی قبل توسط سایت وزارت خارج رژیم صهیونیستی به عوامل داخلی ابلاغ شده بود. اما این شعار ها،  آن روزها نه تنها با واكنش سران فتنه مواجه نشد بلكه در رسانه ها و تریبونها در صدد  توجیه برآمدند كه ؛ مردم از رفتار حكومت خشمگین شده و با روش سلبی  مبارزه می كنند. سران فتنه تا یك سال پس از این افتضاح، سكوت تأیید آمیزی كردند و بعد از یك سال هم با تلمیح و تلویح به موضوع پرداختند و از اشاره و محكومیت مستقیم خود داری نمودند. مدعیان خط امام هرگز به این سوال پاسخ نداند كه آیا این سكوت یك ساله و اكتفا بر آرمان فلسطین و عدم محكومیت  سردادن شعاری كه خود صهیونیست ها طراحی كرده بودند، با این فرمایش امام چگونه قابل تطبیق است كه فرمود: "اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود"آیا این ادعای جناب موسوی در مناظره كه اول باید خود قوی باشیم تا از دیگران حمایت كنیم ، با این فرموده امام همخوانی دارد یا نه فلسطین را از اولویت اول خارج نموده و مجوز " نه غزه" نه لبنان را صادر می كند. راستی چرا بعد از فتنه 88 سران رژیم صهیونیستی  به صراحت اعلام كردند كه :« کرد جنگ با جمهوری اسلامی،از داخل مرزهای ایران آغاز میشود و اپوزیسیون سبز به نیابت از ما با جمهوری اسلامی میجنگد و بنابراین ما از آنها حمایت میکنیم»[2] و یا جریان سبز سرمایه ی بزرگ اسراییل است[3]

گویا چهره عوض كردن ، تحریف حقایق و مصادره ارزشها ، جزو ماهیت جریان فتنه است. بعد از دوسال  از شعار نه غزه "نه لبنان ، این بار فتنه گران در لباس حمایت از فلسطین  ظاهر شده و از تحریف حقایق مسلم  و مصادره آن ابایی ندارند. بعد از مضحكه 25 بهمن  كه قرار بود، در حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان بیایند و البته بارپرتاژ تبلیغاتی امریكا و صهیونیسم ، جمعی از اسلاف منافقین و بهاییان و ... در موعد بهمن به هم رسیدند؛ اما تنها چیزی كه مردم آنروز نشنیدند حمایت از تونسی ها و مصری ها بود. اگر در روز قدس آمدند و بنیان مرصوص امام در حمایت از فلسطین را له كنند، 25 بهمن آمدند به نام بیداری مسلمانان، بنای جمهوری اسلامی را كه اساس اندیشه امام بود به محاكمه بكشانند و به مردم بیدار شده منطقه مخابره كنند كه این جمهوری اسلامی چیزی نیست كه بخواهیددنبال تكرارش باشید.

میدان داران مسخ روز قدس، بی شرمانه امسال حامی فلسطین شده اند. لذا خیرا بیانیه ای از سوی شورای موهوم " هماهنگی جنبش راه سبز امید" در حمایت از مردم فلسطین و سوریه؟صادر شده است. جریانی كه تا دیروز مرگ برچین را جایگزین مرگ بر اسرائیل كرده بود و به جای آتش زدن پرچم این رژیم جعلی، پرچم جمهوری اسلامی را لگد مال می كرد، امروز دنبال مصادره  این روز است. شاید در نگاه كلی این بیانیه و تحركات اخیر فرقه سبز برای آشنایان با ادبیات آنها، غیر قابل باور باشد.اما شناخت ماهیت این جریان كمك می كند، كه متوجه شویم هیچ عملی از این جریان بعید نیست. برای آنان یك اصل وجود داد، حذف اندیشه جمهوری اسلامی  از عرصه حكومت داری و كسب مسند قدرت برای خودشان.

 آن روز تضعیف گفتان انقلاب اسلامی در مقابله با رژیم صهیونیستی را رمز حمایت غرب از خود می دانستند؛ امروز تضعیف گفتمان جمهوری اسلامی در حمایت از بیداری اسلامی و توأم با آن  حفظ و حمایت از خط مقدم مقاومت را.

جریانی كه "نه غزه" نه لبنان  می گفت برای مصر و تونس آمدند و آشوب كردند و اكنون سینه چاك مردم سوریه شدند و اتفاقا بیانیه روز قدس نه برای فلسطین كه برای حمایت از آشوب های سوریه است.  گویا اساسا این جریان به مفهوم مقاومت آلرژی دارد.

یكی از نكات شگفت انگیز تحولات منطقه، اشتراك شعار و عمل دو گروه از معترضان است؛ آشوبگران ایرانی و شورشیان سوری

 چنان كه عوامل سوری رژیم صهیونیستی این بار نه ایران نه حزب الله را جانشین نه غزه نه لبنان كردند. فتنه گران داخلی ایران ، تا همین دیروز ادعا می كردند ایران گاز و نفت مجانی به سوریه می دهد. اگر به واقع شورشیان سوری به قول بیانیه سبزها مردم سوریه اند، چرا بایدعلیه ایرانی شعاردهند كه نفت و گاز مجانی از آن می گیرند. یا مگر سوریه چه منابعی داد كه ایران بخواهد آن را چپاول كند و خشم مردم سوریه را بر انگیزد؟

اینكه جمهوری اسلامی در كنار حمایت از خواست مردم سوریه برای استقرار حكومت مطلوب، از حكومت سوریه هم پشتیبانی می كند، امر مخفی نیست و همه مخالفان و معاندان اذعان دارند كه این حمایت دو دلیل دارد:

-         قرار گرفتن سوریه در خط مقدم مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس

-         حمایت بی دریغ سوریه از ایران در موقعیت دشوار تاریخی . یعنی در دوران جنگ 8 ساله تحمیلی و زمانی كه همه مرتجعان عرب و سران استكبار به حمایت از عراق برخواسته بودند .بنابر این فتنه گران واقفند  كه حمایت از سوریه در مرحله اول حمایت از آرمان فلسطین است و در مرتبه دوم  برای حفظ منافع ملی.  كدام یك از این دو مقوله می تواند به معنی عدول نظام از آرمانهای اولیه باشد.

آیا منطقی است كه جریانی بخواهد از فلسطین و آشوبگران سوری با یك هدف و منظور حمایت كند. مگر این كه به نام فلسطین به دفاع از موجودیت اسرائیل برخیزدكه با تحولات منطقه و سقوط مبارك، در آستانه انفجار است و در میانه ای كه  همه دست در دست هم داده اند تا سقوط حكومت سوریه جای سقوط مصر را پركند، فتنه گران سبز ایرانی به داد صهیونیسم می رسند.

لذا در تحلیل علل رویكرد جدید فتنه در عقب نشینی از نه غزه و نه لبنان  و حمایت از آرمان مردم مسلمان منطقه باید دو عامل را دید:

1-    بیداری منطقه و به خطر افتدن منافع رژیم صهیونیستی ؛ در این شرایط جنبش سبز در حد امكان رسالت همراهی ظاهری با بیداری منطقه ای را برعهده گرفته است تا در صورت مساعد بودن فضا نوك پیكان این تحولات را از سمت رژیم جعلی و حامیانش علیه جمهوری اسلامی و كشورهای حامی مقاومت برگرداند. از طرف دیگر بتواند ژست دمكراسی خواهی و مخالفت با دیكتاتوری را حفظ كند. ژستی كه تنها سلاح براندازان برای ایجاد اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی است.

2-    قرار گرفتن در آستانه انتخابت ، جریان فتنه با مشاهده وضعیت سیاسی و اجتماعی خود و نگرانی از عدم اقبال  مردمی در انتخابات، چرخش در مواضع را  به عنوان ابزار فریب افكار عمومی برگزیده است . بر همین اساس می بینیم چهره های پشت پرده فتنه یكی كی ظاهر شده و متفاوت از قبل به دفاع از اسلام و انقلاب و حتی رهبری بر می خیزند كه نمونه آن افاضات متحیر العقول مرد خاكستری فتنه است. موسوی خوئینی ها در یك عقب نشینی تاكتیكی در وب سایت آهنگ راه می نویسد:« "اصلاح طلبان نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند" بلکه آنان در چارچوب نظامی دست به کار سیاسی زده اند که تمام اصول قانون اساسی آن و از جمله "اصول مربوط به رهبری، همگی یک کل منسجم را تشکیل می دهند و از یک اعتبار برخوردارند"».

بنابراین ادعاها در حمایت از قدس و فلسطین را نیز باید از همین زاویه انتخاباتی هم دید . شگفت است كه بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید برای اولین بار در تاریخ انقلاب ادعا كرده است كه روز قدس محصول پیشنهاد منتظری به امام بوده است. انگار یادشان رفته است كه همین پارسال بود كه مجمع روحانیون در بیانیه خود آورده بود :« امام خمینی(ره) چند روز پس از صدور پیام در باره روز قدس، در سخنرانی مهمی در جمع اقشار مختلف مردم به تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ در شهر قم با تکیه بر آموزه‌های دین اسلام به‌ویژه وصیت امیرالمؤمنین علی بن‌ابی‌طالب(ع) مبنی بر ضرورت دشمنی با ظالم و حمایت از مظلوم و با تأکید بر این که «روز قدس» یک روز جهانی است، فرمود: «روز قدس روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین استروزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. … روز قدس روز اسلام است».[4]

البته این ادعا به حدی بی منطق است كه موجی از حملات را علیه صادر كنندگان بیانیه به راه انداخته است. نمونه آن دعوای كابران و اعضای بالاترین است . جایی كه تبدیل شده است به مكانی برای پوزخند اعضای فرقه سبز به خزعبلات جبهه براندازان . به طوری كه برخی ز آنان معتقدند شورای هماهنگی ره سبز امید كه از ایجادكمترین هیجان سیاسی در هواداران جریان سبز نا توان است با این قبیل ادعاها نشلن داده است كه دست ساخته جمهوری اسلامی برای بی اعتباری جنبش سبز است.



[1] - زمستان 89 الجزیره فاش كرد:« محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که حامی سازش با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا پنجاه میلیون دلار برای راه اندازی یک شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.»

[2] شیمون پرزرییس رژیم صهیونیستی

[3] - نتانیاهو نخست وزیر رژیم

[4] - بیانیه مجمع روحانیون مبارز به مناسبت روز قدس 1389





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر