تبلیغات
سربداران - از دروغی به نام جریا انحرافی تا استقبال کاملا مردمی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران

نمی دونم باید سکوت کرد به قول احمدی نژاد سکوت وحدت آفرین یا نه باید گفت گفتنی ها را. یادم است زمان دولت اصلاحات، وقتی در مقابل هجمه های روزانه اصلاح طلبان به ارزشها و آرمانهای انقلاب و نظام، رفتار براندازانه مسئولان دولت اصلاحات، نیش و کنایه های سید محمد خاتمی به نیروهای ارزشی، در مقابل شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد و این قبیل موارد به نیروهای به اصطلاح ارزشی که آن روزها معروف به جناح راست بودند می گفتیم چرا سکوت کرده اید ؛ چند بهانه مشهور داشتند مانند: - بالاخره خاتمی رئیس جمهور قانونی است و پشتوانه ۲۰ میلیون رای مردم را دارد.

- وقتی رهبری در موضع رسمی از دولت حمایت می کند ما نیز به تبعیت از ایشان باید حمایت کنیم.

- دشمن دنبال این اختلاف است ما باید سعی کنیم اختلاف علنی نشود.

- منظور خاتمی از فلان موضع این نبود و آن بود . نمی دانم جامعه مدنی یعنی مدینه النبی و قس علی هذا.

- حتی می گفتند وقتی ولایت سکوت کرده ، ما هم باید سکوت کنیم و ....

یادمه همیشه من نیز پاسخی داشتم که البته کسی گوشش به این حرفها نبود. جواب من به گزینه آخر این بود که درست که علی(ع) در مقابل  فلان و بهمان سکوت کرد. اما بودند عمارها و ابوذرا که روشنگری می کردند چرا کسی عمار و ابوذر نمی شود و همه می خواهند علی (ع)شوند و سکوت کنند.

بگذریم بحث بحث امروز یک جریان سیاسی مدعی اصولگرایی در مقابل دولت است. همان هایی که همه هجمه های اصلاح طلبان ، رفتارهای براندازانه آنان، تسلیم و مرعوب شدن دولت در مقابل اسرائیل ، چراغ سبز برای به رسمیت شناخته شدن رژیم اشغالگر، تضعیف مقاومت و  تعطیلی انرژی هسته ای و... را به بهانه سکوت نادیده می گرفتند. اکنون کفش آهنی پوشیده و شمشیر از غلاف در آورده اند که مثلا جریان انحرافی را کنترل کنند. HyperText Transfer Protocol

مدعیانی که آن روز از ولایت خرج می کردند، فرمان صریح رهبر عزیز را نادیده می گیرند که سوم شعبان فرمود در مقابل جریانهایی که با شما اختلاف سلیقه دارد روشنگری کنید ولی تفاوت بین آنهایی را که قصد براندازی دارند و آنهایی را که سلیقه ای متفاوت باشما دارند را حفظ کنید(نقل به مضمون)حفظ کنید نادیده می گیرند. تأکیدات مکرر ایشان را مبنی بر این که مسئله اصلی نظام مشایی و جریانش نیست از یاد می برند.

نمی دانم این همه هجمه علیه یک جریان چرا است.  شاید امثال بنده نیز متهم به طرفداری جریان انحرافی بشویم که البته شده ایم . اما واقعیت این است که اگر نظر رهبر عزیز را در نظر بگیریم ، امثال بنده بیش از همه در روشنگری این جریان کارکرده ایم. شاید انهایی که اهل سایت خوانی هستند با مطلبی به نام" آفت های ساختمان پاستور" آشنا شده اند. مطلبی بود افشاگرانه از ماهیت و گفتمان این جریان. مطلب مذکور حاصل تحقیق و تحلیل حقیر بود که البته بدون نام منتشر شد. موارد دیگری هم از این قبیل مطالب در افشاگری ماهیت این جریان توسط این بنده تولید شده و در سایت ها هست که فعلا بهتر است نامی از آنها نبرم. منظورم این است که اگر بحث افشاگری باشد من نیز در حد وسع کار کرده و می کنم. اما نمی توانم در مقابل نا جوانمردی ها و دروغ ها و نا عدالتی ها سکوت کنم. شاید به دلیل این که همواره شخصا تبعیض و نا عدالتی را با گوشت و خون حس کرده ام که نمی توان در مقابل ان سکوت کنم.

این روزهای اخیر بازشاهد یک جنجال بودیم به نام بزرگترین اختلاس در تاریخ کشور.

کاری به چند و چون و متهمان  و ... ندارم. چرا که معتقدم هنوز خیلی چیزها پشت پرده است که اظهار نظر در این مورد را مشکل می کند. اما سوالات و ابهاماتی در این زمینه هست که نمی توان آن را نادیده بگیرم. بلافاصله بعد از اعلان این اختلاس تعدادی از سایت ها، روزنامه ها، خبرگزاری ها (یعنی همه) شروع کردند به متهم کردن دولت. این اتهام زدن در ابتدا طبیعی بود چرا که طبیعتا سیستم بانکی در اختیار دولت است و تخلف کارکنان و مدیران آن باید به پای دولت هم نوشته شود. اما این که بلافاصله قبل از این که پرونده تشکیل شود و تحقیق شود و بررسی صورت گیرد، همه یک صدا اشخاصی از اطرافیان دولت را متهم کنند طبیعی و عادی نیست. به صرف چند ادعا و یک سند غیر مرتبط به راحتی اشخاص متهم می شوند. اما این همه ماجرا نیست.

نکته مهم واکنش ها به موضع رئیس جمهور در این باب است.وقتی وی اعلام کرد که مدعی اصلی این پرونده و کشف کننده آن دولت است و اشخاصی با اعلام زودهنگام تلاش کردند سرنخ عوامل اصلی را از بین برند؛ به یکباره هجمه ای سنگین علیه شخص وی به راه افتاد. البته من این هجمه را  ازسویی فرافکنی می دانم. رسانه هایی که چند مدتی بود در بوق و کرنا کرده بودند دیگر در سفر های استانی از احمدی نژاد استقبال نخواهد شد. مردم به دلیل جریان انحافی از وی روی گردانده اند وووو . دیدند چگونه مردم باشور وشوق و خودجوش به استقبال آمدند. من ادعا می کنم استقبال چهارشنبه از احمدی نژاد مردمی ترین و خودجوش ترین استقبال از یک رئیس جمهور در ۲۰ و اندی سال اخیر بود. طبیعتا تابستان بود ومدارس نبود. برخلاف همیشه پایگاههای بسیج - به دلایلی که خود می دانندـ فراخوان نکرده بودند. تنها بخشی از ادارات بودند که سازماندهی شده آمده بودند که البته این تی تیش مامانی ها هم با بارش باران اکثرا رفتند. با ضرس قاطع می گویم هرکس امده بود برای ابراز اعتماد و اطمینان به دکتر آمده بود. حتی تبلیغات زیادی هم صورت نگرفت چون این تصمیم بلافاصله بعد از اعلام اجرایی شده بود و صدا و سیما هم چندان اطلاع رسانی نکرده بود.

بگذریم جریانی که نمی توانست این استقبال را تحمل کند با سوژه سازی علیه افشاگری های احمدی نژاد سعی کردند اصل ماجرا را به بوته فراموشی بسپرند.

این رسانه ها که فرقی بین اصولگرا و معاند و مخالفش نیست به یکباره در مقابل سخن رئیس جمهور که دولت این اختلاس را کشف کرده بر آشفتند. اما چرا؟

من نیز مانند این جریان فرض را می گذارم بر متهم بودن دولت در این ماجرا. اما سوالی مطرح است. سازمان بازرسی و قوه قضاییه پاسخ دهد با این همه ادعای اشراف بر امور چطور اجازه داده اند چنین اختلاس بزرگ در عرض سه چهار سال اتفاق بیفتد. آیا همین جرم کمی است که آقای پورمحمدی که با کوچکترین شبهه علیه دولت وارد میدان می شود چنین اتفاق بزرگی را چند سال نتوانسته است رصد کند. اصلا اگر این مساله توسط قوه قضاییه کشف شده چرا خود آن را اعلام نکرده است. چرا اولین بار نهادهای اجرایی از آن پرده برداشته اند.

از سوی دیگر در این چند روزی که از این افشاگری گذشته است. همه علیه دولت هجمه کرده اند و هیچ کس هم معترض این هجمه نشده است اما چرا همه به یک باره از موضع رئیس جمهور برآشفته اند. چرا رئیس جمهور را به دلیل آن که خود را مدعی حقوق مردم شده است تخطئه می کنند. نکند انتظار دارند منتخب مردم به خاطر سوء مدیریت احتمالی در یک زیر مجموعه باید استعفا دهد. مگر این عین وظیف احمدی نژاد نیست که به نمایندگی از مردم مدعی باشد.

چرا عده ای از افشاگری احمدی نژاد بر می آشوبند. در حالی که قرار است قوه قضاییه پرونده را بررسی کند . معلوم است اگر ادعای احمدی نژاد درست نباشد مشخص خواهد شد. چرا عده ای دست پاچه شده اند.

اصلا احمدی نژاد افشاگری های دیگری هم در اردبیل داشت چرا عده ای سعی می کنند آنها را مردم نشنوند. چه کسانی حواله های بنزین را می گرفتند و بنزین را در خلیج فارس ۹۰۰ تومان می فروختند . چه سکانی از پرداخت شدن یارانه ها نگران هستند. چرا عده ای نگران سه برابر شدن یارانه ها هستند. چرا از اینکه دولت از منابع دیگر یارانه ها را می پردازد بر می آشوبند مگر این منابع قرار است کجا خرج شود که مهمتر از تامین معیشت مردم است. چرا از این که یارانه ها از دلارهای نفتی پرداخته می شوند عصبانی هستند . دهها و شاید صدها چرای دیگر

اگر بخواهم همه ابهامات را مطرح کنم کلی وقت نیاز است برای همین به این کوتاه بسنده می کنم با بیان اینکه احمدی نژاد روزی که آمد گفت که "احساس می کنم در قلمرو ممنوعه قدرت و ثروت قدم گذاشته ام" امروز این احساس برای مردم به یقین بدل شده است . این همه حمله علیه او تنها به این جرم است که می خواهد حقوق ملت را برگرداند. حتی اگر جریان انحرافی هم در کنارش شکل گرفته باشد این جریان مطمئنا ساخته دشمنان عدالت برای برزمین زدن احمدی نژاد است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر