تبلیغات
سربداران - پیوند اصلاحات و صهیونیسم
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
یکشنبه 28 خرداد 1391 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

     نقطه تلاقی  جریان اصلاحات و سبز و رژیم صهیونیستی 

 بعد از اینکه توقف مذاکرات هسته ای ما بین ایران و غرب، نفعی عاید طرف غربی ننمود و روند را هرچه بیشتر به سمت موفقیت و توسعه برنامه هسته ای ایران پیش برد؛ آنها چاره ای جز بازگشت بر سر مذاکرات ندیدند. در مدت توفق مذاکرات، غرب برشدت و ابعاد تحریم ها و فشارها افزود و منتظر نتایج حاصله ماند. اما با ناکام شدن شیوه "قهر و چماق" غرب دوباره بازگشت وآنچه که از ظواهرامر می توان دریافت، کوشش برای جلب توجه ایران به طرح های مثبتی است که در مذاکرات پیشنهاد می شود. از طرف دیگر موفقیت نسبی مذاکرات استانبول، باعث شکل گیری روند جدیدی شد که چندان قابل پیش بینی نبود.دراین شرایط جدید، جبهه گیری ها پیرامون پرونده هسته ای نیز شفاف تر شده و با نمایان ساختن مواضع اضلاع گوناگون دخیل در پرونده، احتمالا اتخاذ تصمیم برایران را درسطوح مختلف تسهیل خواهد کرد.

آنچه که بعد ازمذاکرات استانبول، خود را نشان داد و تبلیغات و موضع گیری های رسانه ای آن را شفاف نمود، وجود یک چند ضلعی پیچیده در مقابل جمهوری اسلامی است. به نظر می رسد تحلیل چگونگی رویکرد این اضلاع، کمک شایان توجهی به فهم علل و عوامل موثر در موفقیت ویا احیانا عدم موفقیت مذاکرات پیش  رو خواهد کرد.

همان طور که در طول این ده سال کش و قوس مذاکرات پرونده هسته ای مشخص شده است، یکی از اضلاع ائتلاف علیه ایران، غرب به رهبری امریکا است. موضع امریکا همواره در این چند سال  دربرگیرنده توام راهبرد فشار و مذاکره بوده است. امری که در مواضع اوباما در اجلاس شیکاگو نیز مورد تاکید قرار گرفت و وی با تاکید بر تداوم تحریم ها، از پذیرش حق ایران در برخورداری از انرژی صلح آمیز هسته ای به عنوان یک پوئن مثبت به ایران در آستانه مذاکرات سخن به میان آورد.

 

HyperText Transfer Protocol

 

لیونی و دستبند سبزش

ضلع دیگر، ضلع میانه روسیه و چین است که بر راهکار مذاکره و دیپلماسی  تاکید دارند. هرچند روسیه در مواضع اخیرش شفافتر برخورد کرده و نسبت به هرگونه تهدید علیه ایران هشدار داده است

ضلع دیگر که غایب مذاکرات است؛ اما درحقیقت خود مدعی اصلی این پرونده می داند؛ رژیم صهیونیستی است. رژیمی که جزبه تشدید فشارها و تهدیدات راضی نمی شود و بعد ازمذاکرات استانبول 2 و تصور وجود پیشرفت در مذاکرات، خط و نشان کشیدنش پر رنگ شده است. این سه ضلع نیمه آشکار در پرونده هسته ای ایران است و اغلب افکار عمومی و حتی تحلیل گران توجه خود را معطوف به تحلیل این بخش می کنند. اما در این پرونده همواره یک ضلع دیگر نیز به طرز ظریفی به ایفای نقش پرداخته است ومخفیانه و مرموز، عهده دار نقش کلیدی در افزایش فشارها و کارشکنی ها در مسیر مذاکرات بوده است. بحث اصلی این نوشتار تحلیل نقش و جایگاه این ضلع است و تلاش می شود از زوایای مختلف حرکت خزنده آن در پروسه مذاکرات هسته ای و کارکرد آن، برای طرف غربی مورد تحلیل قرار گیرد. این بخش همان جریانی است که از موضع اپوزسیون جمهوری اسلامی کوشیده است دست یاری به غرب داده و فشارها علیه ایران را دو چندان کند. این جریان اعم است از جریان نفاق، جریان سبز و اصلاحات!

تذکر این نکته خالی از فایده نخواهد بود که یادآور شویم اولین بار این سازمان منافقین بود که به عنوان یک اپوزسیون با ارایه تصویری واژگونه از فعالیت های هسته ای ایران، حساسیت مجامع جهانی و کشورهای مستبد را برانگیخت و باعث تمرکز غرب به فعالیت هسته ای ایران شد.

نقش جریان سبز و اصلاحات در پروژه فشار و شکست مذاکرات؛

با توجه به ماهیت روشن سازمان منافقین و چهره مطرود آنها در داخل، پرداختن به نقش آنها در این بحث اهمیت درخوری ندارد. آنچه که اینجا مدنظراست تحلیل رویکرد جریان به اصطلاح سبز و جریان اصلاحات است. با اهمیت است که توجه کنیم نقش این دو جریان در پرونده هسته ای فراتر از فشارهای غرب، دقیقا تکمیل کننده پازل تهدیدات و دروغ پردازی های رژیم صهیونیستی است. چرا که غرب با وجود همه کارشکنی ها در مواقعی با رویکرد مثبت دنبال کسب دستاورد مثبت بوده است، در حالی که این جریان هم دوش با رژیم صهیونیستی چشم اندازی کاملا تاریک از هرگونه توافق ارایه می دهد.

 اما مساله ضروری این است که توجه نماییم چنین شیوه تعاملی با یک پرونده ملی، از کجا نشات می گیرد. آیا یک خطای برداشت از هزینه های  تداوم پای فشاری ایران به احقاق حقوق هسته ای است یا  درپشت پرده این مواضع باید وابستگی سیاسی و فکری و راهبردی این جریان به غرب و رژیم صهیونیستی را دید. آنچه که با دقت در روند همگامی جریان اصلاحات و سبز با غرب در پروژه فشار، می توان دریافت یک همگامی تعریف شده و مدون است. نگاهی به راهبردهای ارایه شده توسط اندیشکده های غربی نشان می دهد که چگونه آن ها بر روی ایفای نقش اپوزسیون سبز و اصلاحات در این پرونده حساب بازکرده اند. همچنین کنکاش در توصیه های مراکز و اندیشکده های غربی نشان می دهد بهره  گیری از ظرفیت این جریان در روند" تهدید ، فشار و تاخیر" در موفقیت های هسته ای امری مسلم تلقی می شود. [1]

در همین راستا، رویکرد کلی اپوزسیون در مذاکرات اخیر دمیدن بر کوس نا امیدی و تلاش برای القای یاس در دو طرف نسبت به موفقیت مذاکرات است و در چند سطح به دنباله روی از رژیم صهیونیستی پرداخته و حتی سعی می نمایند  درمذاکرات  طرفغربی را هدایت کنند.

1-    القای ضعف دیپلماتیک و منطقی در طرف ایرانی مذاکره ؛ کوشش اپوزسیون بر این امر متمرکز شده است که نشان دهند اگر غرب بخواهد بر اساس مدل های پذیرفته شده سیاسی وارد مذاکره  با ایران شود، از آنجا که طرف ایرانی اساسا ناتوان از شناخت جامع از منافع ملی و ارزشهای مشترک جهانی است با اقدامات غیر منطقی از جانب ایران مواجه خواهد شد و نتیجه ای حاصل نخواهند کرد. مدنظر این رویکرد این است که در صورتی غرب می تواند به بازی برد- برد فکر کند و امتیازاتی به ایران پیشنهاد کند و انتظار پاسخ و تعامل متقابل داشته باشد که مذاکره کننده ایرانی براساس مدل بازیگر خردمند با محاسبه سود و زیان عمل کند. در حالی اساسا طرف ایرانی بازیگرخردمند و منطقی نیست وبه همین جهت ورود در چنین ورطه ای به زیان غرب است. برای نمونه می توان به انتشار هدفمند خاطرات حسن روحانی اشاره کرد که مدعی است رئیس جمهور ایران چگونه فراتراز منطق مذاکره و تعامل می اندیشد.[2] مورد دیگرمصاحبه موسویان عضو سابق تیم مذاکره کننده ایران است که البته با رویکردی متفاوت مدعی است که مذاکرات در دوره دولت قبلی بیشتر امکان رسیدن به نتیجه را داشت.[3]

 بنابر این  تلاش می شود یک وجهه ماجراجویانه از ایران ارایه شود تا این بحث جا انداخته شود که ایران دنبال ماجراجویی بوده و هرگونه کوتاه آمدن از جانب طرف غربی به معنی تشویق ایران به جنگ افروزی خواهد بود. به عنوان نمونه بیانیه ای از جانب عده ای تحت عنوان پرسا*[4] صادر شده و مدعی گردیده است که هرگونه امتیاز غرب به ایران به معنی تایید اقدامات غیر عقلایی مقامات ایرانی است:« با وجود آغاز مذاكرات، نگرانى از جدى نبودن حكومت ایران براى توقف ماجراجویى هاى هسته اى همچنان باقى است. عملكرد گذشته جمهورى اسلامى، جدیت حاکمیت براى یافتن راه حل مسالمت آمیز را تردید برانگیز می سازد. حکومت ایران بارها از فرایند مذاكرات براى کسب زمان جهت رفع مشكلات فنی اش استفاده کرده، و پیشنهادات جدى قدرتهای جهانی را بى پاسخ گذاشته است. نمونه ای از این قبیل رفتارهای غیرمسوولانه در سال ٢٠٠٣ اخیرا توسط مسوول وقت مذاكرات بازگو شده است. این در حالی است که به باور بسیاری از صاحبنظران، مذاکرات فعلی آخرین فرصت پرهیز از درگیریهای نظامی است و کمترین اثر مخرب شکست این دور از مذاکرات تشدید تحریمها و تعمیق تاثیرات آن بر وخامت معیشت ایرانیان خواهد بود».[5] همچنین تشکل چند نفره شورای هماهنگی راه سبز در بیانیه ای، نسبت به تنش در رابطه با برنامه‌های هسته‌ای ایران و انتقاد از دیپلماسی ماجراجویانه، درباره هرگونه حمله نظامی به ایران یا تهدید به آن هشدار داد و چنین اقدامی را مسبب ایجاد خطر جدی برای صلح و امنیت بین‌المللی، و نیز موجب تشدید فشارها بر مردم ایران و جنبش آزادیخواهی آن دانست.[6]

2-    بحرانی خواندن اوضاع ایران ؛ جنبه دیگر از فعالیت جریان اپوزسیون تکیه بر این ادعا است که تحریم ها و فشارهای اقتصادی ایران را به زانو در آورده است و در صورت تداوم این وضعیت ایران ناگزیراز تسلیم است. بدین صورت به طرف غربی هشدار داده می شود که توقف روند فشارها و تحریم ها ورق را به نفع ایران بر خواهد گرداند . جرس در مطلبی می نویسد:« جمهوری اسلامی خود را برای پایان آبرومند جریان هسته ای آماده می کند. سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با اختیارات تام از سوی رهبر جمهوری اسلامی به بغداد می رود تا تضمین غنی سازی اورانیوم تا سقف ۳/۵٪ را بگیرد و در مقابل آن هر امتیازی را که طرف غربی خواست بدهد. این نشست به صورت زیر به توافق برد- برد تعبیر خواهد شد.از این سو نیروگاه فردو تعطیل خواهد شد، هیچ سانتریفیوژی به سانتریفیوژهای موجود اضافه نخواهد شد، ایران مجاز به استفاده از سانتریفیوژهای نسل دوم نخواهد بود. معنای این موارد با همدیگر یعنی غنی سازی به رده نمونه ای و آزمایشگاهی تنزل خواهد کرد و غنی سازی اورانیوم در ایران عملا متوقف خواهد شد. آمریکا و غرب به برد خود در این جریان دست می یابند و اسرائیل نیز ضمانت لازم را خواهد یافت که توان هسته ای ایران متوقف شده است».[7]

این برداشت مبتنی برخی از مباحث مطرح شده پیرامون مذاکرات استانبول است. مباحثی که مدعی است؛ در این مذاکرات دو طرف به توافقاتی در خصوص تعامل دوجانبه دست یافته اند و احتمال داده می شود که غرب در مذاکرات غنی سازی 5/3 درصد را پذیرفته و ایران هم متعهد به توقف فردو شده ست. بر این اساس گفته می شود ایران در قبال پذیرفته شدن حق غنی سازی در مقیاس اندک، امتیاز به مراتب مهمتری به طرف غربی داده است چرا که اوضاع آشفته داخلی مقامات را از ادامه پایداری بر حقوق هسته ای باز می دارد.

دستاورد این قبیل ادعاها از جانب جریان اپوزسیون به طرف غربی این است که راهبرد فشار و تحریم به سمت نتیجه بخشی حرکت کرده است. در بیانیه یکی از تشکلهای اپوزسیون امده است:« پس از ماه ها كشمكش و در پى شدت یافتن تحریم هاى بین المللى و عیان شدن تاثیرات مخرب آنها بر زندگى مردم، سرانجام حكومت ایران به میز مذاكرات بازگشته و نشانه هایى دال بر احتمال توقف ماجراجویى هاى هسته اى حاكمیت دیده می شود. در این میان انزواى اقتصادى روزافزون ناشى از تحریم ها نه تنها فرصت رشد و شكوفایى را از كشور سلب نموده، بلكه تورم و بیكارى را به مرحله ای غیرقابل تحمل براى مردم ایران رسانده است».[8]

 بعید نیست که سخنان اوباما مبتنی بر این چراغ سبز اپوزسیون داخلی باشد که در اجلاس گروه هشت می گوید، مذاکرات در کنار تحریم ها ادامه خواهد یافت. البته مسبوق به سابقه است که مقامات امریکایی در مواضع خود علیه ایران، از تحلیل های اپوزسیون داخلی که تا کنون توانسته اعتماد امریکارا جلب نماید، بهره برداری نماید.

3-     تلاش برای بن بست مذاکرات؛ بعد دیگر از فعالیت جریان اصلاحات و سبز در قبال مذاکرات بغداد، ارایه راهکار به طرف غربی برای به بن بست کشاندن مذاکرات است. همان طورکه ذکر شد؛ تصوراپوزسیون این است که هرگونه نتیجه مثبت به نفع ایران است ، پس طرف غربی باید متقاعد شود که مذاکرات را به سمت شکست سوق دهد. اما مذاکرات استانبول حاکی از روحیه مثبت ایران برای حل و فصل مسائل بود، لذا باید مباحثی در مذاکرات بغداد مطرح شود که بتواند واکنش جدی و متقابل ایران را در پی داشته باشد. به نظر می رسد، راهکارمشخص برای غلبه نگاه منفی بر مذاکرات، پیشنهاد در دستور کار قرارگرفتن موضوع نخ نما شده حقوق بشر است. درهمین زمینه ادعا می شود که نتایج مثبت مذاکرت استانبول به وخیم شدن وضع مخالفین منجر شده وتداوم موفقیت ایران حقوق بشر در ایران را قربانی خواهد کرد. در یکی از مطالب این جریان ادعا می شود:« در حالیکه جمهوری اسلامی خود را فاتح دور نخست مذاکرات هسته ای اعلام می کند، فشار بر فعالان سیاسی – مدنی در داخل ایران از سوی حکومت نیز تشدید شده و احکام ظالمانه زندان و حبس بی هیچ ملاحظه ای صادر می شود.به باور برخی تحلیلگران توافقات با غرب بر سر برنامه هسته ای رابطه ای معکوس با رعایت موضوع حقوق بشر داشته و جمهوری سلامی را در پیشبرد اهداف ضد حقوق بشری در داخل مصمم تر کرده است. تشدید فشار بر فعالان مدنی همزمان با بروز نشانه هایی از مصالحه هسته ای امری است که هر روز بر ابعاد آن افزوده می شود. سران نظام در پی این هستند که با هرگونه مصالحه تکلیف خود را با مخالفان سیاسی شان روشن کنند. طی روزهای اخیر دو نشانه دیگر از سمت غرب بروز کرده است که امید به تفاهم هسته ای ایران و غرب را بیشتر کرده و اعتماد به نفس سران نظام را به شدت بالا برده است». [9]

 شیرین عبادی هم بار دیگر با حربه حقوق بشری به میدان آمده و ادعا کرده است ایران غیر قابل اعتماد بوده و دست یابی آن به توان هسته ای تهدید جوامع بشری است. وی چند روز پیش، از کشورهای غربی خواست تا بر مساله حقوق بشر در ایران تاکید کنند. او در گفت‌و‌گو با رادیو زمانه گفته است: «مذاکرات هسته‌ای نباید روی موضوعات مربوط به نقض حقوق بشر در ایران سایه بیندازد و جهان غرب نباید به بهانه امنیت خودش، امنیت مردم ایران را نادیده بگیرد. زیرا حقوق بشر مقوله‌ای بین‌المللی است و حمایت از آن، برای هر حکومتی که خود را پایبند به آن می‌داند».[10]

4-      اختلاف داخلی و روند پرونده هسته ای؛ بحث بعدی باهدف تاثیرگذاری برمذاکرات، ادعای افزایش اختلافات داخلی بر سر حل و فصل موضوع هسته ای است. از آنجا که طرف غربی همواره نگاهی هم به مسائل داخلی ایران دارد و احتمال دارد نتایج انتخابات در مواضع 1+5 موثر واقع شود، تلاش می شود بحث اختلافات داخلی در دستور کار قرار گیرد. با این ادعا که یک جریان در داخل با مشاهده اوضاع بحرانی! کشور دنبال مصالحه است و جناح دیگر مخالف این مصالحه. پایه این القاهم اصرار بر وضع بحرانی داخلی است تا اثبات شود،  یکی ازجناح ها دنبال راه مفری است و طرف غربی باید این راه مفر را ببندد تا ایران نتواند با استفاده از مذاکرات مثبت با غلبه بر وضع بحرانی  کنونی، برای ادامه راه به خرید زمان بپردازد.

 آن چه که از مجموع تحرکات این جریان می توان به دست آورد، این نکته است که متاسفانه جریان سبز و اصلاحات در مذاکرات هسته ای دقیقا در جهت تکمیل پازل رژِم صهیونیستی حرکت می کند و با ارسال سیگنالهای مثبت به غرب در جهت تداوم فشارها ، می کوشد بستر بهانه جویی های رژیم صهیونیستی را هموارتر سازد.

 

 



[1]  رک: آینده هسته ای ایران و گزینه های مهم ایالات متحده ، (2011) لین ئی، مارتینی و دیگران، موسسه رند ، ترجمه اشراف 

[2] خاطرات حسن روحانی از مذاکرات هسته ای، فرارو، 1خرداد 1391

[3] - گفتگو با حسین موسویان ، بی بی سی فارسی، به نقل از جرس، 3خرداد 1391

[4] تشکل پویش راه سبز دانشجویان و دانش آموختگان ایرانی خارج از کشور*

[5]  بیانیه انتقادی پرسا از برنامه اتمی ایران، جرس،28 اردیبهشت 1391

[6]  بینیه ر سبز امید(جرس،27اردیبهشت 1391

[7]  توافق قریب الوقوع جمهوری اسلامی و 1+5 در بغداد، جرس، 1خرداد 1391

[8] بیانیه انتقادی پرسا از برنامه اتمی ایران، جرس،28 اردیبهشت

[9]  رابطه معکوس مصالحه هسته ای با  رعایت حقوق فعالان مدنی، فرشید آل داوود،جرس،12اردیبهشت 1391

[10] - گفتگوی شیرین عبادی با رادیو زمانه ، 10اردیبهشت 1391





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 دی 1391 02:05 ق.ظ
سلام
گرچه یه خورده طولانی بود ولی قابل استفاده است. اما اینو بهتون بگم که فتنه ی سبز برای همیشه شکست خورد ولی باید مواظب بود که فتنه ای جدید در قالب اختلاف و نزاع شکل نگیرد. بدرود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر