تبلیغات
سربداران - زمینه ها وپیامدهای کودتای 28مرداد(1)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

 

چکیده: کودتای 28 مرداد به نهضتی که ملت ایران بعد از شهریور 1320با تلاش بسیار اغاز کرده بودند پایان داد. مهم این نبود که فردی بر کنار شود وجای اورا دیگری بگیرد مهم این بود با توطئه ای گسترده که لااقل دولت هم به صورت مختلف به آن کمک کرد نیروی ملت از هم پاشید وغارتگران بار دیگر محیط خفقان واستبداد را پدید آوردند .

عوامل مختلفی در این زمینه دخیل بودند؛ با تلاش دشمنان ومخالفان ملت با بی توجهی دولت ملی،جبهه مستحکم داخلی از هم پاشید. سیاستهای بی ضابطه ومبهم داخلی، توافق امریکا و انگلیس را تسهیل کرد تا دولت دیگری سرنوشت نفت را معین کند. کاری که در 30تیر می خواستند به وسیله قوام انجام دهند ونتوانستند ودر اسفند مقدمات آن را چیدند؛ با تشتت جبهه داخلی وبا برخی اقدامات دولت از جمله انحلال مجلس شورای ملی به خوبی امکان اجرا پیدا کرد .

زمینه های کودتای 28 مرداد :

کودتای مرداد ماه با بسترهای گوناگونی که در حوزه های مختلف برایش فراهم شد سهل تر از آنکه طراحان فکر می کردند اتفاق افتاد و در فرصت اندکی حاصل نهضت مردم را بر باد داد. دو زمینه باعث تسهیل موفقیت این کودتا شد. زمینه های داخلی و خارجی :

الف) زمینه های داخلی

1-اقدامات دکتر مصدق :

دکتر مصدق در دوران کوتاه نخست وزیری خویش اقداماتی انجام داد که به وقوع و موفقیت کودتا کمک فراوان نمود؛این اقدامات را در چند چهره می توان مشاهده نمود.

الف )استعفای دکتر مصدق (تیر 1331) :  دولت دکتر مصدق با حمایت ها وپشتوانه های عظیم ملت واز طریق رای مجلس شورای ملی شکل گرفته بود وبا شکل گیری این دولت گام مهمی در در جهت مقابله با استبدا د واستعمار بر داشته شده بود. هرگونه ضعف وتزلزل ازجانب دولت می توانست نقطه امیدی برای مخالفان باشد تا بتوانند مجددا اختناق واستبداد را به کشو  باز گردانند. اما دکتر مصدق روز 25تیر 1331پس از ساعتها مذاکره با شاه ناگهان استعفا داد[1] وعلت استعفا را عدم موافقت شاه با وزارت جنگ خود اعلام کرد. مصدق معتقد بود طبق قانون اساسی همه وزرا از جمله وزیر جنگ را با ید نخست وزیر انتخاب کند؛ اما به طور سنتی شاه وزیر جنگ را خود انتخاب می کرد و آن را از لوازم فرماندهی کل قوا می دانست با عدم موافقت شاه مصدق استعفا داد .

این استعفا باعث امیدواری مخالفان شد. جرا که این احساس را در آنا ن ایجاد کرد که راه باز گشتی وجود دارد و مصدق چندان اهل مقاومت نیست .گرچه با قیام ملت به رهبری ایت الله کاشانی مصدق دوباره روی کار آمد؛ اما اقدامات مصدق، مخالفان رادر ادامه فشارها وپیگیری راههای جدید برای سرنگونی مصدق امید وار کرد.

گرچه در خصوص علت استعفای او تحلیل ها گوناگون است. عده ای بر این باورند که مصدق احساس می کرد که در عرصه داخلی و به خصوص نظام  بین المل شرایط محیا نیست وحتی امکان دارد دادگاه لاهه علیه ایران رای دهد ولذا تصمیم به استعفا گرفت چرا که از ادامه کار نا امید شده بود.[2]  

برخی هم با نگاه بد بینانه معتقدند او وظیفه داشت با استعفای خود زمینه را برای روی کار آمدن فرد مورد نظر دستگاه حاکمه فراهم کند؛ اما اقدام کاشانی وسازمان دهی قیام 30تیر اورا ناکام گذاشت. لذا مصدق به دنبال راه دیگری بود. به همین دلیل با برخی اقدامات زمینه بر کناری خود را فراهم کرد.(انحلال مجلس شورای ملی)

عده ای هم معتقدند مصدق دوست داشت به صورت قهرمان کنار رود وسرنوشت قیام ملت برای او در اولویت نبود؛ چرا که راه به دست آوردن وزارت جنگ در استعفا منحصر نبود. در حالی که او زمینه سازی درباریان ومطبوعات بیگانه را برای روی کار آمدن قوام از یک ماه قبل           می شنید .

ب) عدم محاکمه عوامل سرکوبی قیام 30تیر: از جمله اقدامات شگفت انگیز دکتر مصدق عدم برخورد جدی با عوامل سرکوب قیام 30تیر بود. دکتر مصدق، با وجود اقدامات قوام در سرکوبی ملت از محاکمه او خودداری کرد وحتی برخی از عوامل حاضر در سرکوب را در کابینه خود به کار گرفت. از جمله سر لشگر وثوق را به کفالت جنگ منصوب کرد. این اقدامات مصدق از یک طرف  باعث مخالفتهایی در درون جبهه متحد نهضت از جمله ایت الله کاشانی شد وبد بینی آنان به مصدق را فراهم کرد و زمینه را برای تضعیف وحدت ملت و بروز اختلافات فراهم نمو.د از طرف دیگر توطئه گران را در داخل کابینه آورده واقدامات آنان را تسهیل کرد. این گونه اقدامات دکتر مصدق بعدها هم درشکل های دیگر ادامه یافت. بعد از نا فرجام ماندن کودتای 25 مرداد، سرتیب دفتری را که در کودتا دست داشت با وجود مخالفتهای ریاحی رئیس ستاد ارتش به ریاست شهربانی انتخاب کرد[3]. در حقیقت مصدق سیستم امنیتی خود را در اختیار کسانی قرار داد که کودتاچی از آب درآمدند. در کنار این تساهل دکتر مصدق نسبت به مخالفان نهضت در برخورد با طرفداران نهضت شدت عمل نشان می داد؛ به طوری که فداییان اسلام را به دلیل برخی انتقادات بازداشت می کند واز ایت الله کاشانی می خواهد که در امور دخالت نکند . .همه این اقدامات زمینه تقویت کودتا گران وتضعیف نهضت ملی را فراهم کرد.

ج) انحلال مجلس شورای ملی : تصمیم مصدق مبنی بر دست زدن به یک رفراندوم بحث برانگیز جهت تعطیل کردن مجلس هدف آسانی را در اختیار کودتا گران قرار داد واحتمالا شاه را در حمایت از کودتا متقاعد کرد وحتی مردم را به مصدق بدبین نمود . چرا که این شائبه را تقویت می کرد که مصدق برای مستحکم کردن پایه های قدرت خود حاضر است حقوق ملت را نادیده بگیرد و به سمت دیکتا توری حرکت می کند. این درست موضعی بود که مردم وحتی برخی از طرفداران نهضت را نگران می کرد . از طرف دیگر مصدق با این اقدامات خود، زمینه را برای شاه فراهم کرد تا در فقدان مجلس به راحتی مصدق را عزل وزاهدی را به جای او نصب کند. چرا که اگر مجلس برقراربود شاه مجبور می شد نظر مجلس را جویا شود. این امر باعث شده بود که حتی بسیاری از مشاوران و وزرای مصدق با طرح او در انحلال مجلس مخالفت کنند.[4] اما او به این تذکرات توجهی نکرد؛ در حالی که گذر زمان ثابت کرد که حق با مخالفان بود و انحلال مجلس دقیقا به نفع در بار بود و به ضرر نهضت. چرا که مصدق با پشتوانه ی مردمی و طبق قانون اساسی مشروطه روی کار آمده بود وطبق همین قانون، اولا انحلال مجلس ازاختیارات شاه بود وثانیا در صورت عدم وجود مجلس، شاه مسئول انتخاب نخست وزیرمی شد.  حال که مصدق مجلس را منحل کرده بود دست شاه را در این زمینه باز گذاشته بود . گویا خود دکتر مصدق دقیقا متوجه این امر بود وبا توجه به عواقب این مساله به آن دست زده بود چرا که انحلال مجلس را از رادیو طی بیانیه ای کوتاه و بدون استفاده از عنوان نخست وزیری اعلام کرد[5] . در حالی که همیشه از این عنوان استفاده می نمود؛ او در ظاهر بهانه ای برای این امرداشت و معتقد بود که انگلیس اکثر نمایندگان مجلس را با پول و وعده خریداری کرده است تا علیه نهضت اقدام کنند ؛ وجود آنان نهضت را به خطر می اندازد. مخالفت آنان با بحث لایحه اختیارات را از همین زاویه می نگریست اما روند امور نادرستی این تحلیل را اثبات کرد وبا انحلال مجلس شکست نهضت حتمی شد.

د) عدم استفاده از امکانات موجود برای مقابله با کودتا وعدم فرا خوانی مردم : یک بحث اساسی هم این است که مصدق می توانست جلوی کودتا را بگیرد ولی این کار را نکرد. او می توانست یک تظاهرات مردمی بر گزار کند و قدرت خویش را به رخ مخالفان به کشد؛ چرا که هنوز دولت ملی آن اندازه وجاهت وقانونیت داشت که اگر یک فراخوان عمومی می داد مردم به صحنه می امدند. با توجه به این که امکانات این امر راداشت می تونست تبلیغات وسیعی را بیندازد. حتی جالب این است که در این شرایط هرگونه تظاهرات را ممنوع کرد و هنگامی که عوامل سیا شهر را به آشوب کشاندند؛ از نیروهای امنیتی برای متوقف کردن آنها بهره نبرد؛ اما ناگهان نطر خود را تغییر داد ونیروهای امنیتی را به خیابانها آورد که این امر هرج ومرج را تشدید کرد وبه نیروهای شهربانی وارتش امکان داد به نیروهای ضد دولتی بپیوندند و هنگامی که نیروهای امنیتی به تظاهرات کنندگان حزب توده حمله کردند؛ رهبران حزب به کادرهای خود دستور دادند خیابانها را خلوت کنند. لذا توده ای ها هم نتوانستند در مقابل مخالفان مصدق بایستند[6] . این اقدام مصدق در اعزام نیروهای امنیتی به میدان هم در پاسخ به در خواست هندرسون سفیر امریکا بود. او از حضور حزب توده در خیابانها ابراز نگرانی کرد ه واز مصدق خواسته بود امنیت امریکاییان را تامین کند ومصدق بلافاصله خواسته اورا اجابت کرد ودستور می دهد که جلوی تظاهرات توده ای ها را بگیرند. با این اقدام صحنه به نفع طرفداران شاه خالی می شود . روزولت در این خصوص می گوید : وقتی هندرسون مصدق را تهدید کرد که اگر امنیت امریکاییان تامین نشود امریکاییان ایران را ترک می کنند مصدق دست پاچه شده وبه پوزش برخواست که اقای سفیر این کار را نکنید من خودم اقدام می کنم [7].

بعد از آن که طرفداران شاه شهر را به آشوب کشاندند، سرتیب ریاحی ستونی را برای سرکوب این جماعت فرستاد. اما سرتیب دفتری که در آن شرایط با وجود مخالفت ریاحی رییس شهربانی شده بود جلوی ستون رفت وآنان را از درگیر شدن باز داشت[8]. در کل بحث اساسی این بود که اولا مصدق می توانست از طریق یک فرا خوان عمومی مردم را به خیابانها بکشاند؛ دوم اینکه همچنان که در 25 مرداد با هوشیاری نیروهای امنیتی توانست نیروهای کودتا را ناکام گرداند. با هوشیاری هرچه تمام تر با مسائل بر خورد کند؛ چرا که حادثه 25مرداد می بایست انها را حساس تر می کرد ودر گماردن افسران ونیروهای امنیتی دقت بیشتری می کرد. او حتی با وزیر کشور خود در این مسئله مشورت نکرده بود ودکتر صدیقی کاملا از اوضاع بی خبر بود. ضمن اینکه می توانست به هشدارهای حزب توده توجه کند واز وجود آنها در لحظات حساس استفاده کند. اما گویا مصدق بیش از این که نگران سقوط دولت ملی باشد؛ نگران واکنش امریکا بود که اگر حزب توده به میدان می آمد امکان داشت امرکاییان نگران شوند .

واینکه مصدق چندان مرد مقاومت نبود وبه آسانی صحنه را خالی نمود. او نه در وقایع 30تیر وروی کار امدن قوام ونه در کودتای 28 مرداد کوششی برای جلو گیری از حوادث نکرد .

2- اختلافات سران نهضت ملی :

بحث اساسی در اینجا اختلافاتی است که بین مصدق ونیروهای مذهبی به رهبری ایت الله کاشانی بروز کرد با وجود همراهی دو جریان ملی ومذهبی در ملی شدن نفت اما بلافاصله بعد از روی کار امدن مصدق بین این دو جریان اختلاف افتاد وهمین تشتت عامل موثری در موفقیت کودتا بود .اگر ایت الله کاشانی همانند 30تیر پشتوانه مصدق بود ومردم را به صحنه می اورد کودتا ناکام می ماند اما به دلایلی بین او ومصدق اختلاف افتاد .اولین بحث بین انها انتصابات دولت بود مصدق به جای محاکمه مسببین سرکوبی قیام تیر برخی از انان را به کابینه وارد کرد .همچنین با نیروهای مذهبی مثل فداییان اسلا م برخورد شدیدی کرد وبه نهادها وادارات دستور داد به نظرات ایت الله کاشانی توجه نکنند .تلاش انگلیسی ها ومطبوعات مخالف وموافق دولت هم در این زمینه موثر بود گرچه در اوایل ایت الله کاشانی سعی می کرد بر این اختلافات سرپوش بگذارد اما اقدام مصدق در درخواست اختیارات یک ساله وانحلال مجلس واکنش شدید کاشانی را به دنبال داشت چرا که او این در خواستها را غیر قانونی مدانست وانها را زمینه سازی برای اعمال  استبداد ی مصدق به شمار می اورد وحتی از عملکرد خود مصدق مثال می اورد که چگونه با در خواست اختیارات داور به دلیل مخالفت با قانون به مخالفت بر خواست . وگفت که ما حق توکیل نداریم و وکیل در توکیل نیستیم واینکه یک نفر نمی تواند هم قانون گذار وهم مجری باشد[9] . اختلاف دیگر میان برخی نیروهای ملی مثل بقایی مکی وحائریزاده بود که بسیاری از این اختلافات ریشه در منافع شخصی و ومنفعت طلبی داشت . نقش عمده اینها در مجلس به اغتشاش کشاندن جلسات و طرح مسائل بی اهمیت بود این گروه در اواخر با بهانه های واهی از جمله با به استیضاح کشاندن وزرا وتوهین وحتی طرح استیضاح خود دکتر مصدق در راستای سرنگونی دولت حرکت کردند . این اختافات در تضعیف یکپارچگی صفوف ملت وسران نهضت موثر افتاد .وکودتاگران با دامن زدن به انها سعی در بهره برداری کردند .

3-در بار و مخالفان دولت :

محمد رضا به عنوان فرزند یک دیکتاتور نمی توانست تحمل کند که مردم اورا ضعیف تر از پدرش بدانند واینکه با دولتی مواجه بود که از وی می خواست مطابق قانون اساسی رفتار کند در حالی که او کوچکترین انتقاد را تحمل نمی کرد .چند عامل اورا در همراهی با کودتا متقاعد کرد :1- از سوی انگلیسی ها تحت فشار بود 2- از نظر روانشناسی فردی به محبوبیت روز افزون مصدق حسادت می ورزید 3- منتقدان درون دربار وحامیان خارج از دربار نیز نقش موثری در بدبینی او به مصدق داشتند [10]. برخی اقدامات دکتر مصدق هم در ان ظرفیت زمانی باعث بدبینی دربار وحتی مردم به او می شد . ازجمله در خاست او ازشاه برای مسافرت به خارج . از انجا که در ان دوره هنوز خیلی از مردم عادی نمی توانستند تصور کنند که کشور بدون شاه اداره شود. مطرح شدن این بحث شائبه استبداد مصدق را تقویت می کرد ویک نکته مبهم هم این است که مصدق همواره پایبندی خویش را به قانون اساسی مشروطه وشخص شاه اعلام می کرد وحتی پس لز 30تیر قران پشت نویسی شده به شاه ارسال کرد ودر ان پایبندی خود به قانون اساسی وشاه را اعلام ومخالفت خود با جمهوری خواهی رابیان نمود . وحتی در دیدار های خود با شاه اشکارا به او ابراز ارادت می کرد .

4- مطبوعات (مخالف وموافق دولت ) :

فعلیتهای مطبوعاتی نقش مهمی رادر زمینه سازی کودتا بازی کردند جنگ روانی شدیدی که در عرصه هردو طیف مطبوعات حاکم بود شرایط روانی سختی را به وجود اورده بود وسر رشته امور از دست همه خارج شده بود .در این میان مطبوعات موافق دولت ملی نقش نقش اساسی در سرنگنی دولت ملی ایفا کردند موضع گیری های شدید این دسته علیه نیروهای مذهبی وتوهین واهانت به انها با عث بدبینی مذهبی ها به مصدق شد طوری که گاهی احساس مس شد اگر مصدق در مصدر امور بماند بد از زمان رضا خان با مذهب بر خورد خواهد شد. حتی برخی موضع گیری های شدید این طیف علیه شاه خیلی ها را نگران می کرد از طرف دیگر حزب توده هم با استفاده از شرایط ازاد بوجود امده فعالیت مطبوعاتی وتبلیغی خود را گسترش دادند این هم باعث نگرانی مذهبی ها از تسلط کمونیسم می شد وهم بهانه ای دست امریکا میداد تا با بزرگ نمایی خطر کمونیسم شاه را با کودتا همراه سازد[11].

در کنار این مسائل فعالیت مطبوعاتی مخالفین را هم باید در نظر گرفت سازمان سیا از 1948طرحی با نام رمز بدامن تهیه کرده بود که هدف ان گرد اوری اطلاعات وتبلیغ علیه کمونیسم بود[12] در راستای این طرح دو نفر به نامهای رمز نرن وسیلی در ایران انتخاب شده وفعالیتهای تبلیغی مخالف دولت از طریق انها هدایت می شد بنابر این یکی از مهمترین بخش از فعالیت های مهم سیا و ام ای 6 در ایران همین کارهای تبلیغی بود . در اسناد سیا امده است که به مسعودی مالک روزنامه اطلاعات 4500دلار وام شخصی داده شد تا به فعالیت مطبوعاتی بپردازد[13] در زمانی که شاه در رامسر بود اوراق عزل مصدق ونصب زاهدی را نصیری نزد شاه می برد .جنگ روانی مطبوعات علیه مصدق اوج می گیرد .مطبوعات تحت کنترل سیا با تمام قوا علیه مصدق مطلب می نوشتند ومطالبی را که ایستگاه سیا مفید قلمداد می کرد چاپ می کردند از استراژیهای سیا بزرگنمایی خطر کمونیسم وحزب توده بود تا به رهبران مذهبی اعلام خطر کنند . سیا مقالات  کاریکاتورها ومطالب گوناگونی را تهیه می کرد ودر اختیار مطبوعات مورد نظر قرار می داد وانها با استفاده از این مطالب جنگ روانی علیه مصدق را تشدید می کردند .مطبوعات مهمترین نقش خود را زمانی ایفا کردند که به طور گسترده حکم نصب زاهدی وعزل مصدق را پخش کردند که این امر طرفداران شاه را امیدوار تر کرد ویاس و  نا امیدی را در جبهه دولت ملی مستولی کرد .بعد از این اخبار  دیگر مردم احساس می کردند که طبق قانون مصدق از کار بر کنار شده ودلیلی بر حمایت از او در خود احساس نمی کردند .ودر حقیقت مردم منفعل شده واز صحنه خارج شدند .

 5- بحران اقتصادی :

 از جمله مسائل دیگر که دولت ملی را با مشکل مواجه کرد وزمینه را برای کودتا فراهم نمود شرایط بد اقتصادی بود که در نتیجه تحریم نفتی در کشور بوجود امده بود این مساله از یک طرف به مخالفان امکان می داد که دولت مصدق را نا کارامد معرفی کنند واقدام علیه اورا مشروع جلوه دهند از طرف دیگر لزوم بازگشت کشورهای دیگر به عرصه نفت را مطرح سازند . در حقیقت تحریم اعمال شده از جانب شرکت نفت ایران انگلیس با محروم ساختن دولت از منابع مالی وابتکار سیاسی وایجاد مشکلات جدی برای مردم فشار سنگینی بر دولت وارد می کرد .گرچه بیشتر مردم این فشارها را به عنوان هزینه لازم برای دست یابی کنترل ملی به منابع خود می دانستند ودولت هم به فکر راه حل مشکل بود وتا حدودی هم توانست بر این مشکلات غلبه کند مصدق با گرفتن اختیارات کامل بانکی ومالی به دنبال راه حل بود وسعی می کرد بازار های جدیدی برای نفت پیدا کند اما با گذشت زمان وادامه تحریمها از اغاز سال 1332 بحران اقتصادی شدت گرفت چنان که چهار صد میلیون کسری بودجه بوجودامد .این مساله خیلی ها را متقاعد کرد که مصدق باید کنار رود بسیاری از بازرگانان وتجار که شاید تا مدتی قبل طرفدار دولت بودند به صف مخالفان پیوستند در بحث بحران اقتصادی هم نقش جنگ روانی مطبوعات واقدامات امریکا وانگلیس را نباید نا دیده گرفت.

زمینه های بیرونی کودتای 28 مرداد :

در راسای شکل گیری کودتا علیه دولت ملی مصدق ، عوامل دیگری هم در کار بود که می توان از انها در قالب زمینه های بیرونی یاد کرد. که خود این زمینه ها در چند قالب و نمود قابل مشاهده است.

1- اقدامات انگلیس : انگلیس با نهضت ملی شدن اعتبار و هیمنه اش را در حال از دست دادن بود. لذا از همان ابتدای نهضت اقدامات سری بریتانیا برای بر اندازی دولت ملی شروع شد. یکی از عوامل اطلاعاتی بریتانیا که با برخی از ایرانیان هم ارتباطاتی داشت به ایران امد وزیر نظر هربرت موریسن وزیر خارجه کار را شروع کرد. وود هاوس نیز که از ام ای 6 به ایران امده بود سرپرستی جاسوسان را به عهده گرفت . انها شبکه ای فراهم اوردند که وظیفه اش فراهم اوردن سقوط دولت مصدق بود. هدف انگلیس این بود که هم آبروی از دست رفته را دوباره کسب کند و هم مجددا به صحنه نفت  ایران بر گردد. تلاش در تحریمها وایجاد بحران هم در همین راستا بود. اما وودهاوس معتقد بود براندازی مصدق بدون همکاری امریکا و با اقدامات پنهان امکان پذیر نیست واز همان ابتدا سعی کرد روابط دوستانه تری با ماموران اطلاعاتی امریکا که در ایران مستقر بودند بر قرار کند . در حقیقت انگلیس کوشید از طریق امریکا به ایران برگردد.

2-اقدامات امریکا :

3- بر خلاف آنچه که در ابتدا به ذهن می رسد و کودتای 28 مرداد را حرکتی انگلیسی محسوب می شود، امریکا نقش اساسی در وقوع این اتفاق داشت. گرچه احساس مصدق وبسیاری از اعضای جبهه ملی این بود که امریکا با روحیه کمک به استقلال ملتها کمک خواهد کرد تا ایران منابع خود را ملی کند وخود را از شر استثمار بریتانیا برهاند . اما از قدرت اساسی وزیر بنایی ماهیت روابط امریکا و انگلیس وپیوستگی محکم امریکا با کارتلهای بزرگ نفتی وسازش پذیری ارزشهای امریکایی را دست کم گرفته بودند وشاید همین خوشبینی مصدق به امریکا بود که زمینه حضور ونفوذ امریکا را فراهم کرد وامریکا توانست با سازماندهی شبکه جاسوسان خود وهمراهی با دربار زمینه سقوط مصدق را فراهم نماید. در مساله نفت انچه برای انگلیس مهم بود جلوگیری از خدشه پذیری قدرت ان کشور و بازگشت مجدد به ایران بود. اما برای امریکا نگرانی اصلی شکل گیری نهضت های مشابه وگسترش نفوذ کمونیسم بود؛ با روی کارامدن جمهوری خواهان که نگرانی شدید تری نسبت به کمونیسم داشتند رایزنی های امریکا وانگلیس برای سرنگونی مصدق از سر گرفته شد؛ تا امریکا با استفاده از طرح های قبلی خود مثل طرح بدامن، میلیونها دلار در اختیار مخالفان مصدق ومطبوعات وابسته قرار دهد. حتی بسیاری از نمایندگان مجلس را خریدند تا از طریق به ظاهر قانونی سرنگونی مصدق را فراهم کنند. بنا بر این امریکا سعی می کرد عملیات سرنگونی مصدق تاحد امکان توسط نیروهای داخلی صورت گیرد. تکیه اصلی روی تبلیغات وبه غلیان در اوردن افکار عمومی بود وبیشتر فعالیت ها روی جنگ روانی و مطبوعاتی سازماندهی شد . بر خلاف انگلیس که مورد تنفر مردم بود وبه راحتی نمی توانست در صحنه ظاهر شود؛ امریکا توانست با استفاده از خوش بینی مصدق به راحتی از درون نهضت ضربه نهایی را بزند وچنان که گفتیم مصدق به دنبال ملاقات با هندرسون بود که فرمان مقابله  تظاهرات علیه شاه را صادر کرد ورمینه برای حضور طرفداران و حامیان شاه ونظامیان فراهم شد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر