تبلیغات
سربداران - دولت وحدت ملی یا تکنیک فریب سیاسی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : راضیه امیری رز
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سربداران
شنبه 8 مهر 1391 :: نویسنده : راضیه امیری رز       

جریانی که در انتخابات سال 88 با به راه انداختن فتنه همه جانبه ، به دنبال به راه انداختن انقلاب سبز مدنظر بنیادهای امریکایی بود و 8 ماه با تمام توان به جنگ نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب برخاست و در سایه هنجارشکنی ارزشهای دینی و ملی مطرود مردم گشته و با حماسه نه دی به محاق رفت ؛ این روزها با قرار گرفتن در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 92 قصدبازگشت به صحنه دارد و این بازگشت با توجه به طرد آنها از جانب مردم  چندان سهل نمی نماید. بنابر این به نظر می رسد ، آنان این بار با یک بسته کامل که ترکیبی از جنگ رسانه ای – روانی ،فریب سیاسی ،فرصت سازی برای دشمن و...  است قصد ورود در مباحث انتخاباتی زودهنگام را دارند.

متهمان اقتصادی دیروز،حامیان امروز مردم ؛

یکی از مولفه های حرکت شیطنت آمیز جریان فتنه برای انتخابات سال 92 تلاش برای القای بحران در حوزه های گوناگون از جمله  حوزه اقتصادی و مدیریتی و دیپلماسی است.جنگ روانی سیاسی – رسانه ای در جهت القای بحران در کشور  یکی از استراتژی های مداوم این جریان بعد از حذف آنان از صحنه سیاسی بوده است.اما در شرایط کنونی با بروز برخی مشکلات اقتصادی در کشور تلاش جریان فتنه ، نسبت دادن این مسائل به ناکارآمدی نظام است .درحالی که این جریان در طول 8 سال دولت داری ،دغدغه مشکلات معیشتی را مردم را به فراموشی سپرده بود و یکی از پایه های حرکت دولت اصلاحات،ایجاد تنش ها و جنجالهای سیاسی و پوشش دادن ناتوانی های اقتصادی در پشت ویترین " هر 9 روز یک بحران و توهم نمی گذارند کارکنیم"بود.جریانی که در دوره صدارت خود معیشت و مطالبات مردم را از اولویت حذف کرده بود، امروز داعیه دار فهم مشکلات مردم است و از بحران و ناکارامدی دم می زند. البته در وجود بروز برخی مشکلات اقتصادی شکی نیست اما مساله این است عامل این مسائل چیست؟در این نوشتارامکان پرداختن گسترده به این مقوله وجود ندارد،اما می توان به تلویح گذشت که چگونه در یک سوی مشکلات اقتصادی کنونی نیز دست مدیران و کارگزاران جریان قدرت  باقی مانده در عرصه مدیریت دیده می شود، نمی توان انکار کرد مدیریت های اقتصادی بازمانده از گذشته، عواقب نفوذ برخی چهره ها در نهادهای اقتصادی و... ریشه حداقل بخشی از مشکلات کنونی است . جای شگفتی است که حتی برخی مدیرانی که اکنون در خصوص برخی مفاسد اقتصادی مورد سوءظن هستند یاران دیروز منتقدان  دولت کنونی هستند. کافی است مشخص شود چگونه مدیری که به جرم فساد اقتصادی متهم شد ، اکنون دنبال مقصر برای مشکلات اقتصادی است ما هیچ وقت این فساد را در کشور نداشتیم که الان هست" و "هیچ وقت این قدر فشار اقتصادی و مشکلات موجود در روابط خارجی نداشت»[1]

 مشخص است که جریان قدرت و ثروت در پیوند با جریان فتنه برای بازگشت به صحنه به جنگ تمام عیار نیازدارد تا با ادعای بحران و ناکارآمدی ، خود را ناجی کشور معرفی کند ، اما آیا آنان خواهند توانست اعتماد مردمی را جلب کنند که هنوز به یاد دارند که چگونه این کارگزاران سابق ،در پشت تریبون دادگاه بذل و بخشش پول ملت را توجیه می کردند و چگونه برای انتقام از یک رقیب با نامه کذایی 8 ماه اتش فتنه را به پا کردند تا به قول خودشان دود آن  دامن رهبری و نظام را بگیرد ؟  چگونه می توان از مردم انتظار داشت آه و ناله اقتصادی این چهره ها را عوام فریبانه تلقی نکنند!

هرچند برخی چهره های ساکت فتنه نیز  به کمک آنها آمده و سعی در القای بحران و تاثیر گذاری تحریم ها دارند و اینکه فروش نفت کاهش یافته و بحران دامن گیر است![2]

آیا تکنیک فریب کارساز خواهد بود؟

جریان فتنه و همراهان آن ، بعد از یک رودر رویی تمام با نظام ، اکنون با یأس از تداوم این مبارزه جویی بی حاصل ، قصد بازگشت دارند و از مدت ها پیش مقدمه چینی های لازم را صورت داده اند که نمونه آن شرکت محمد خاتمی در انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. در شرایط کنونی هم خاتمی از موضع رهبری این جریان علائمی از عذرخواهی و ابراز برائت از فتنه  را بروز داده است آقای خاتمی نگران برخی برخوردها هم هست ولی صراحتا هم اعلام کرد که حاضر استبرای گناه ناکرده عذرخواهی کند تا جو و شرایط طوری شود که مملکت از این وضعیت نجات پیدا کند و با حضور و مشارکت مردم جو خوبی در کشور حاکم شود».[3]


اما این بازگشت نمی تواند فقط با یک عذرخواهی فراهم شود ، مردم به سهولت آن همه لجاجت و عناد را فراموش نمی کنند، لذا طرح ویژه ای برای این منظور تدارک دیده شده است ، در قالب طرح مجدد  دولت وحدت ملی!طرحی که بر اساس آن برخی می خواهند جریان فتنه را بدون پرداخت هزینه لازم وارد صحنه کنند. این طرح بامیدان داری بخشی از ساکتین و همراهان فتنه مجددا در فضای سیاسی مطرح شده است:« ایجاد وفاق و وحدت ملی، فضای باز سیاسی، توجه به خواست مردم، اجرای كامل قانون اساسی، سیاست تنش‌زدایی و حل مشكلات بین‌المللی از لوازم و زمینه‌های مناسب خروج از ناكارآمدی‌های فعلی است. در این مسیر می‌توانیم با مبنا قرار دادن سیاست‌های كلی مورد تأیید رهبر انقلاب و تدوین برنامه‌های كارشناسانه و ایجاد دولت وحدت ملی به پیشرفت ...تحقق ببخشیم».[4]

 اما فتنه گران چگونه می توانند پشت سربرخی سیاسیون و دور از چشم مردم وارد صحنه شده و با چهره پنهان درکسب اقبال مردمی موفق شوند؟طراحان وحدت ملی که حضور بی نظیر دهها میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس را مصداق وحدت ملی نمی دانند، اکنون می کوشند با فریب افکار عمومی،مطامع گروهی خود را در جلوه این عنوان مشروعیت بخشند.مدعیان انزوای مدیریت های لایق و روحانیون دلسوز میدان داری وحدت شده اند:« منحرفان تمام تلاش خود را به كار برده‌اند تا دو قشر توانمند و كارآمد مدیران و كارگزاران و نیز روحانیت و علما را به هر نحو ممكن از صحنه خارج كنند و نتیجه اقداماتشان محجوریت و مظلومیت كنونی مدیران باتجربه كشور و علمای دلسوز نظام و انقلاب است»[5].

این قبیل واژه سازی ها  بویژه در قالب؛ انتخابات آزاد، بحران کنونی،مهندسی انتخابات در حالی از جانب این طیف مطرح است که هرگز پاسخگوی نقش خود در مهندسی فتنه نشده اند و به احتمال زیاد  چنان که تقلب اسم رمز آشوب در سال 88 بود دولت وحدت ملی هم اسم رمز انتخابات 92 است !       

چرا هجمه به دیپلماسی تهاجمی؟

یکی از جنجالهای سالهای اخیر فتنه گران ، ادعای انزوای کشور در سطح بین الملل بود وسرفصل اغلب تحلیل های این جریان این بود که سیاست های نظام  با هزینه سازی های بی منطق ، منجر به انزوای کشور شده است!اما اکنون در آستانه تحرکات انتخاباتی و افزایش هجمه آنها به نظام کمتر به مفهوم انزوا در سیاست خارجی بر می خوریم، ولی در عوض کلید واژه  تهاجم به سیاست خارجی ، نقد دیپلماسی تهاجمی است! واقعیت این است که جریان فتنه در سه سال اخیر هماهنگ با غرب  و به دنبال افزایش تحریم ها ، در جهت تکمیل پازل روانی این فشارها ، مدعی انزوای ایران بودند ، اما با برگزاری موفق اجلاس غیر متعهد ها و حضور بیش از120 کشور در ایران، ادعای انزوا دیگر نمی تواند متقاعد کننده باشد و لذا این بار دیپلماسی اقتدار آمیز کشور مورد حمله قرارمی گیرد و بدین بهانه دنبال انتقام از ایستادگی و مقاومت نظام در مقابل جبهه غربی هستند.

البته برای جریانی که در دوره حاکمیت خود به اندازه ای منفعل بود که اروپا به خود اجازه می داد، بیاید و در داخل کشور با آنها گفتگوی انتقادی انجام دهد،حتما دیپلماسی مقتدرانه و با صلابت  قابل فهم نخواهد بود و یا جریانی که دم از گفتگوی تمدن ها می زد و در پاسخ نام کشورش در لیست محور شرارت قرار می گرفت، نمی تواند دیپلماسی تهاجمی را تاب آورد ،جریانی که اجازه داد غرب بیاید و در کاخ سعدآباد هر آنچه را می خواست به او دیکته کند و خواسته هایش را تحمیل کند و با غرور از زیر پا گذاشته شدن عزت ایران کشور را ترک کند، نمی تواند بفهمد چگونه در این 7سال نظام توانست همه مقدسات دروغین غرب از هولوکاست گرفته تا حقوق بشر و دمکراسی را به سخره بگیرد .

طبیعی است با موفقیت گفتمان استکبار ستیزی در اجلاس عدم تعهد و گسترش پیام انقلاب اسلامی در مبارزه با امریکا در کل جهان اسلام ،انزوای روز افزون رژیم صهیونیستی در میان ملت های مسلمان و فراگیر شدن بحران در غرب، جریان فتنه در داخل  به درستی تشخیص داده است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی تحت هدایت مدبرانه رهبری از عوامل این رویدادها است و لذا آن را مورد هجمه قرار می دهد.:« طبیعی است کشوری که در یک برآورد واقع بینانه خود را فاقد ابزارهای مورد نیاز برای تهاجم دیپلماتیک می بیند، باید سایر رویکرد ها را در برابر رقبای خود در عرصه روابط بین الملل برگزیند، رویکردهایی نظیر دیپلماسی تدافعی که بر حفظ منابع، کاهش خصومت و تمرکز تاکید دارد و یا دیپلماسی پایاپای که بر ضرورت تحقق توازن در عرصه سیاست خارجی اصرار دارد»[6]. این ادبیات منفعلانه  نشان می دهد  که حامیان پروپا قرص  استیلاطلبی غرب  ضربه را از کجا خورده اند.

البته انفعال ناشی از موفقیت های جمهوری اسلامی در عرصه سیاست خارجی  به جایی رسیده است که کارگزارانی های روشنفکر از خود غرب هم جلو افتاده اند و در حالی که غرب گرفتار بحران است و ادعایی در غلبه بر اوضاع ندارد این روشنفکران وطنی سرخوش از غلبه امریکا و غرب بر بحرانند![7]

از طرف دیگر این مواجهه با دیپلماسی کشور نوعی فرصت سازی برای دشمن نیز محسوب می شود. در حالی که چاشنی همیشگی سخن مقامات رژیم صهیونیستی حمله به ایران است و فتنه گران داخلی و همراهانشان  تلاش می کنند این ادبیات تجاوزکارانه خود را در حد واکنش به اقدامات ایران در صحنه جهانی تخفیف دهند و به نوعی این خوی تجاوزگری را توجیه کنند.:« در شرایط کنونی هرگونه مخاصمه جویی و نزاع طلبی و بحران آفرینی و مستمسک آفرینی بی گمان اقدامی ضدملی است. صلح‌گریزان اقتدارگرا در حاکمیت جمهوری اسلامی نسبت به جان یکایک ایرانیان ـ صرف نظر از جنس، سن، دین و مذهب و آیین، قوم و زبان و فرهنگ و آیین ـ مسئول‌اند. خروج از اوضاع بحرانی و پرخطر کنونی، نیازمند تغییر سیاست‌های مسلط بر کشور و نوع نگاه حاکمان به جامعه مدنی ایران است».[8]

آنان که در مقابل جنگ طلبی رژیم جنایتکار صهیونیستی  سکوت می کنند  تاب تحمل پاسخ مقتدرانه ایران را ندارند و از این که نظام آمادگی نظامی وتکنیکی و روانی لازم برای پاسخ هر نوع دیوانگی رژیم صهیونیستی را دارد، دچار سردرگمی شده و جمهوری اسلامی را  متهم به جنگ طلبی می کنند تا شاید در آستانه انتخابات با ایجاد رعب روانی در مردم از قبل وجهه صلح طلبی  چیزی عایدشان شود. اما آیا مردم ایران در مقابل تجاوزگری حاضر به پذیرش رویکرد صلح جویی انفعالی هستند ! جواب تاریخ به این سوال همیشه منفی بوده است.



[1]  روزنامه اعتماد ،3/7/1391

 

[2] رک: سخنان باهنر مبنی بر اینکه نفت صادراتی به 800هزار بشکه در روز کاهش یافته است ، تابناک، آمارهای باهنر تایید نشد، 5/7/1391

[3]  خبرآنلاین به نقل از تابش،4/7/1391

[4] هاشمی در دیار جمعی از رزمندگان، خبرآنلاین،5/7/1391

[5] هاشمی دردیدار  جمعی از دانشگاهیان مازندران، جهان نیوز، 6/7/1391

[6] - فواد صادقی، بازتاب امروز

[7] - همامن

[8] جرس،بیانیه شورای راه سبز امید ، 1/7/1391





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر